اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۶

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  ... خلاصه به این راحتی نمی‌شود عناوین را از دست داد! زحمت كشیدیم! ... عناوینی كه به دست آمده، آسان نتوان داد! باید در حفظش، خیلی استقامت كرد! علی كلّ حال، این عناوین این‌جوری است دیگر ... سؤالی مطرح شد درباره روایت «علی مع الحق و الحق مع علی»1 كه چند روز پیش درباره آن صحبت‌هایی كرده بودیم.

  •  اینطور عرض كردیم كه هرجا حقی هست، كاری به ارتباطش با تشیع و اسلام و اعتقاد به نحله خاصّ ندارد، هرجا كه حقّ است، در آنجا علی حضور دارد. حالا می‌خواهد یهودی باشد، می‌خواهد نصرانی باشد، می‌خواهد در محاكمه بین دو كمونیست باشد؛ می‌خواهد در افراد غیر ملتزم یا ملتزم باشد، هرجا می‌خواهد باشد. در هر نقطه‌ای از عالم وجود، هرجا كه حقّی و باطلی هست در آن موقف حقّ، در آنجا علی است، و شما سایه علی را در آنجا مشاهده می‌كنید.

  •  در قبالش هم هرجا كه باطل است بالاخره شیطان و امثال ذلك وجود دارند و آن‌ها، در جای خودشان هستند. چرا كه آن ریشه حقّ، به خودِ نفس وجود أمیرالمؤمنین بر می‌گردد. و ایشان هنگام سئوال فرمودند كه در آیه ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ2 این «هو»، اشاره به حقیقت ذات می‌كند. پس أمیرالمؤمنین را می‌توانیم بگوییم كه متجلّی آن حقیقت ذات است كه هرجا حقّ است، پس آنجا علی است. گفتیم: حرف خوبی است! حرف، حرف درستی است و صحیح است. و این آیه، اشاره به این دارد كه اللَه ذات مستجمع جمیع صفات است، آن الله كه، ذات مستجمع بجمیع الأسماء و الصفات می‌باشد، مقام هوهویت را به اضافه مقام واحدیت در همه مراتب وجود حائز است.

  • اللَه نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ3 است، یعنی نور سماوات و أرض كه تجلیات ماهویه آن حقیقت هوهویه ذات است، به واسطه اسماء و صفات پیدا می‌شود. لذا می‌فرماید نور السموات و الأرض. یعنی حقیقت دهنده به آسمان‌ها و زمین. ظاهر كننده آسمان و زمین. اگر الله نباشد، نه آسمانی هست و نه زمینی. نه عوالمی هست و نه خلقی و نه تكوّنی، هیچ چیز نیست. پس آن نور سماوات و أرض كه همان ظاهر كننده حقائق ماهویه مقیده، از بطن بسیطه الحقیقه و وجود بالصرافه است، آن الله است4. خب این الله كه آیه می فرماید هو الحق‌، این «هو»، اشاره به ذات می‌كند. یعنی این حقیت الله، به ذات او بر می‌گردد. چون ذات او در مرتبه هوهویت است. و مرتبه ذات، همان صرف الوجود است، و الوجود مساوقٌ للحق، و الحق مساوقٌ للوجود. پس بنابراین آن استجماع اسماء و صفات كمالیه در ذات، آن اسماء و صفات، حَقیتشان به واسطه حَقیت مرحله هوهویت است و خود اسماء و صفات كاره‌ای نیستند. یعنی چون آن «هو» در اینجا حضور دارد، لذا اسم هم معنا پیدا می‌كند. ارزش پیدا می‌كند. صفت هم ارزش و معنا پیدا می‌كند.

    1. رجوع شود به امام شناسى ج ١ ص ٢٢٢ که مصادر متعددى از کتب اهل سنت براى اين حديث ذکر شده است.
    2. سوره حج (٢٢) آيه ٦٢
    3. سوره نور (٢٤) آيه ٣٥
    4. براى توضيح بيشتر در مورد آيه نور رجوع شود به تفسير آيه نور جلسه اول و الله شناسى ج ١ ص ٢٥ تا ٧٦ تأليف علامه طهرانى رضوان الله عليه.