
جلسه ۷۳۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432
جلسه ۷۳۵
8وقتی كه او ممسوس فی ذات الله شد، پس هرجا كه او حضور دارد، در آنجا حق وجود دارد. و هرجا در عالم در آنجا حقّی وجود دارد، در آنجا علی وجود دارد! چه در قضایایی كه در میان شیعه است. چه در قضایایی كه در میان اهل تسنّن است. چه در قضایایی كه در میان یهود، در میان نصاری، در میان زرتشتیها، در مقابل بیدینها. هركسی، در هرقضیهای، در هر واقعهای حكم به حق كند، گرچه بیدین و ملحد و لا مذهب باشد، در آنجا علی وجود دارد. جای پای علی را میبینیم. میگوید من آنجا هستم. و این نكته را، این سرّ را به شما گفتم بروید روی آن فكر كنید.
فرق نمیكند چادری باشد یا بیحجاب. ریش گذاشته باشد یا ریشش را زده باشد. در هر جا كه شخص حرف حق را زد، آنجا علی وجود دارد. بیحجاب باشد، باشد! بیدین باشد، باشد! چرا؟ چون الحقّ مع علی. حق با علی است. نه اینكه این حق جدای از علی است و باید علی هم مطابق با آن حق در قضاوتها، در داستانها، در مسائل برای خودش عمل كند ... نه! بلكه علی خود حق است چون پیغمبر به طور اطلاق فرمود. الف و لام آن هم الف و لام جنس است دیگر. اصلًا الف و لام جنس است. امیرالمؤمنین با حق است.
اگر بیاییم نزد رسول خدا، بگوییم آقا در این اختلافی كه بین دوتا مجوسی، دوتا نصرانی، دوتا بیدین و كمونیست وجود دارد، ـ بهتر از این؟ كمونیست كه دیگر خدا را نمیشناسد، هیچ نمیشناسد. ـ بگوییم در این قضیه این شخص میگوید تو به من این حرف را زدی. و راست هم دارد میگوید. آن شخص دیگر بر اساس دروغ میگوید: من این حرف را به تو نزدم و انكار میكند. و دروغ هم میگوید، نه اینكه اشتباه كند. دروغ دارد میگوید. دارد كتمان میكند. در همین قضیه فرض كنید دوتا كمونیست در آنطرف دنیا در این منظومه شمسی، این شخص كمونیست به طرف مقابل خود میگوید تو این حرف را به من زدی و راست دارد میگوید. طرف مقابل میگوید من این حرف را به تو نزدم و انكار میكند و دروغ میگوید. در این طرف علی وجود دارد و در آن طرف ... در مقابل علی كیست؟ دیگر حالا اسمش را نمیگویم. شیطان وجود دارد. چرا؟ چون علی مظهر صدق است و صدق هم هرجا باشد، میگوید من حاضرم.
