اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۳۵

6
  • من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان‌***قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو1
  •  همین است. یعنی من اصلًا بر می‌گردانم. تهوّع برایم پیدا می‌شود اگر بخواهم به این مسائل عادی توجه كنم. به آن چیزهایی كه ... یعنی اگر بخواهم بیایم ... وای وای به حال این‌كه بخواهم در این مسائل جزئی و عادی بیایم. آنوقت ما در آن زمان‌ها به مرحوم آقا نگاه می‌كردیم: به به! ایشان شاگرد دارند، آمده اند در جلسات شركت می‌كنند، امروز یك جلسه، فردا یك جلسه دیگر، این افراد هم خب زیاد شدند ... خبر نداریم بابا! آرزوی مرگ دارد هر لحظه‌اش! این را بنده به كسی نمی‌گفتم. الآن به شما می‌گویم. هر لحظه ایشان آرزوی رفتن داشتند و یك تعبیری دارندكه به من گفته بود ... حالا ما ... به به به! نگاه كن ببین! زیاد شدند افراد و اینجا، داخل، خارج، نمی‌دانم اینها ... آن دارد به چه فكر می‌كند و ما احمق‌ها داریم به چه فكر می‌كنیم و به چه داریم توجه می‌كنیم.

  •  همین راجع به امیرالمؤمنین علیه السّلام است. أمیرالمؤمنین علیه السّلام را كه می‌آیند طناب می‌اندازند گردنش برای بیعت ببرند، چه كسانی این كارها را انجام می‌دهند؟ چه كسانی؟ ای كاش آن‌ها هم یك سر سوزنی از آن‌چه كه علی الآن در آن حال و هواست به اینها می‌خورد، یك سر سوزن! آنچه كه الآن دارد به علی می‌خورد و آن نفحات كه هیهات! كه بخواهد تازه كمی از آن به كسی بخورد. آنكه اصلًا در یك وادی دیگری است. چرا آن‌ها آنقدر برای این مسأله مایه گذاشتند و تمام دل و دین و ایمان و دنیا و آخرت خودشان را بر باد دادند؟ چرا؟ چیزی به آنها نخورده است بدبخت‌ها! از آن نفحات به آنها نخورده است. از آن‌چه را كه حافظ می‌فرماید:

  •  من كه ملول گشتمی ...

  •  از آن نفحات به این‌ها نخورده است. در زمان پیغمبر دنیای خودشان را به مراقبه نگذراندند. به همین به مسائل عادی و دو روز دنیا و فلان و ... پرداختن. آخر بدبختِ بیچاره! تو كه دو سه سال دیگر بیشتر عمر نداری! این‌كارهایت برای چیست؟ یعنی می‌ارزد؟ هان؟ آدم برای دو سال زندگی، برای سه سال، برای پنج سال برای ده سال برای پانزده سال، هرچه، بالاخره، فرق نمی‌كند. شما الآن بیست سال پیش یادتان است؟ انگار دیروز بود. همین الآن تصور كنید بیست سال پیش، شما كجا بودید؟ همین دیروز، انگار داشتیم با هم صحبت می‌كردیم. ده سال پیش كجا بودیم؟ حالا فرض كنید یك هفته، یك سال. فرقی نمی‌كند. تفاوتی در این مسأله نمی‌كند. به جای این‌كه ما بیاییم و خودمان را تسلیم كنیم، تسلیم حق كنیم و دست از اثبات برداریم، هی دنبال این كه ما بر حق هستیم، ما بر حق هستیم، كار ما درست است، كار ما صحیح است، به جای این برداریم حق را به دست صاحبش بسپاریم. چرا آنقدر عجله می‌كنیم؟ چرا؟

    1. براى توضيح اين بيت خواجه حافظ رجوع شود به روح مجرد ص ٢١٧؛ اسرار ملکوت ج ١ ص ٢٢٥