
جلسه ۷۳۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432
جلسه ۷۳۵
7یك وقت در خدمت مرحوم علّامه طباطبایی رضوان الله علیه بودیم. یك صحبتی شد، جلسهای بود كه ما پنجشنبه ها، و جمعهها منزلشان میرفتیم. در آنجا جلسهای بود، یك عدهای میآمدند، ما هم آنجا میرفتیم. بحثی شد بین دو نظریه از بزرگان و خب ایشان صحبت كردند. یكی گفت كه: آقا پس بنابراین حق با ایشان است.
ایشان گفتند: بله، حق با ایشان است و حق با علی است!
خیلی عجیب! خیلی این كلام، كلامِ عجیبی بود برای ما! حق با ایشان است و حق با علی است. یعنی حق با ایشان است، دو مسأله و لحاظ را در اینجا میتوانیم در نظر بگیریم. كه شاید منظور ایشان یكی از این دو تا بوده است. یكی اینكه أمیرالمؤمنین مظهر حق است، الحق مع علی و علی مع الحق1. هرجا كه حق است، در آنجا شما ردّ پای علی را می بینید. و هرجا كه علی ردّ پا بگذارد، شما در آنجا حق را میبینید. این یك معیار، تمام شد. هرجا، در هر نقطه، در هر زمان، در هر قضیه، در هر داستان، در هر واقعه، هر جا كه علی پا گذاشته است، در آنجا شما حق را میبینید. گرچه نتوانید به حقّیت حق برسید.2 ولی حق در آنجا هست، باید به آن برسید. اینطور نیست كه انسان در هرجایی متوجّه آن حقیقتِ حق بشود. و آن علّت و واقعیت برایش روشن شود. اگر اینطور باشد شخص مثل معصومین شده است. دیگر ما اشتباه نداریم. دیگر آنقدر تبصره و تغییر قانون و تحوّل و فلان نداریم. اینها برای چیست؟ اینها به خاطر این است كه آن اتصال برقرار نیست. وقتی كه شخص اشتباه میكند در قضاوت، معلوم است اتصال ندارد. ولی امیرالمؤمنین كیست؟ ممسوس فی ذات الله. وقتی كه ممسوس فی ذات الله شد، چه میشود؟ ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ)3.
- رجوع شود به امام شناسى ج ١ ص ٢٢٢ که مصادر متعددى از کتب اهل سنت براى اين حديث ذکر شده است.
- رجوع شود به امام شناسى ج ١٥ ص ٢٩٠
- سوره حج (٢٢) آيه ٦٢
