
جلسه ۷۳۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432
جلسه ۷۳۵
5از آن چرخه که گرداند زن پیر *** قیاس چرخ گردنده همی گیر1 همان حرف ها كه به ما یاد دادهاند! همین قدر آقا بدانیم خدا یكی است بس است! دیگر بیشتر از این میخواهیم چه كار؟ مولایی داریم، همین! تمام است دیگر! چرا بیخود خودمان را زحمت بدهیم؟
«لا تقولوا فی علی فإنّه ممسوسٌ فی ذات اللَه». در ذات خدا ممسوس شده، كسی كه ممسوس در ذات خداست، دیگر توجه به جزئیات برای او كثرت نمیآورد. برای او قید نمیآورد، دیگر برای او حدّ نمیآورد. دیگر برایش قید نمیآورد. كسی كه بر سر سفره نشسته و كاملًا از غذاهایی كه در این سفره است و همه جور غذا هست استفاده كرده و آن وقت سیر شده، حالا یك پرتقال ببیند كه دیگر دهانش آب نمیافتد. یك سیب ببیند كه دیگر دهانش آب نمیافتد. سیر است دیگر! سیرِ سیر است. همه اینها را هم برداشته و خورده است. پرتقال خورده، خربزه خورده، سیب خورده، غذا خورده، سیر شده است. دیگر معدهاش قبول نمیكند. معدهاش دیگر اصلًا نمیپذیرد. شاید دیگر اصلًا نتواند ... این دیگر اصلًا نمیتواند به چیزی نگاه كند. نمیتواند اصلًا به شیء دیگر نظر بیندازد. نفس او و قلب او و میل او و مزاج او دیگر مسائل مادّی را طرد میكند.
این بزرگانی كه به كلیت رسیدهاند، این انبیاء، این معصومین، اینهایی كه به فرمایش رسول خدا ممسوس فی ذات الله شدهاند، این افراد در ارتباط با جزئیات، اصلًا برایشان تهوّع پیش میآید! ببینید مطلب كجاست! اصلًا تهوّع برایشان پیدا میشود. كه اینها بخواهند به جزئیت توجه كنند، به یك ریاست بخواهند نگاه كنند، به یك میز و صندلی بخواهند توجه كنند ... بر میگردانند! آدم دیدید بر میگرداند وقتی یك انقلاب برایش پیدا بشود؟ اینطور هستند! آنوقت با این وضعیت میآیند یك مسئولیت میپذیرند، آنوقت ببینید چه بر سرشان میآید! با این وضعیت میآیند یك مسئولیت میپذیرند. خواجه میگوید ... میفرماید!" میگوید" نگوئید ها! یه مرتبه من گفتم آقا جان حافظ میگوید، گفتند: چه گفتی آقا؟ خواجه میفرماید! حافظ می فرماید! حافظ میفرماید:
- خمسه نظامى گنجوى ص ١٠٢، چاپ انتشارات هرمس؛ الله شناسى ج ١ ص ١٦٣ و ٢٤٤؛ تفسير آيه نور ص ٦٣
