
جلسه ۷۳۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بیان کلام مرحوم سیّد و تطبیق این مسأله با مُثُل افلاطونی 4/11/1432
جلسه ۷۳۵
4چرا؟ چون فضا، فضای جزئیات است! حركت ما در نماز، به سوی كلیت است. حركت ما در نماز به سوی تجرّد است. حركت ما در نماز به سوی رفع قیود و رفع حدود است. حدّ را میخواهیم كنار بزنیم. قید را میخواهیم كنار بزنیم. از مرتبهی ماهویتِ وجود خود، به مرتبهی هوهویت اطلاقی او میخواهیم برسیم. این ماهویت قید است. این ماهویت حدّ است. چطور در یك همچنین زمینهای ما به مسائلی میپردازیم كه ما را در این ماهویت و قیود و حدود بیشتر ثابت و پایدار و مستقیم و با استقامت میكند. این چطور ممكن است؟ این اصلًا نمیسازد. لذا فرمودند كه در مراقبه باید متوجه باشیم. خیلی دنبال این مسائل نرویم. خیلی به این مطالب توجه نكنیم. خب توجه به این مطالب همین است دیگر. مگر شما میتوانید قبل از نماز یك خبر نگاه كنید و خاطره آن خبر در ذهن شما كه میگویید ایاك نعبد و ایاك نستعین نیاید؟ مگر میتوانید؟ اگر میتوانید انجام بدهید، بسم الله! انجام بدهید!
بزرگان میفرمودند انسان قبل از این كه به كلیت برسد، نباید سراغ این مسائل برود1 ـ چقدر این عبارت عبارتِ دقیق، و متین و دقیقی است ـ به كلیت برسد یعنی از حدّ ماهوی خارج بشود. از جزئیت بیرون بیاید. از توهّمات و تخیلات خارج بشود. وقتی كه به آن كلیت رسید، آن رسیدن، رسیدن علمی، و رسیدن فحص و درس و تعلّمی نباید باشد. قلبش باید برسد. ضمیرش باید برسد. نفسش باید اتّحاد پیدا كند. آن كلیت را بچشد. آن كلیت را لمس و مسّ كند.
آن عبارت رسول خدا دربارهی أمیرالمؤمنین علیه السّلام كه: «لا تسبّوا علیاً»، یا «لا تقولوا فی علی، ـ هردو را من دیدهام. ـ فإنّه ممسوسٌ فی ذات اللَه.»2 یعنی به كلیت رسیده و خدا را مسّ كرده است. و خدا یكی است را به آن معنایی كه ما میگوییم دیگر قبول ندارد. از این حرفها رد شده است!
- رجوع شود به کتاب ولايت فقيه در حکومت اسلام ج ٢ ص ١٣٩؛ نور ملکوت قرآن ج ٢ ص ٣٢٤
- رجوع شود به امام شناسى ج ٤ ص ٣٤ و ج ٦ ص ٧١ که اين حديث را از منابع زير نقل کرده است: حلية الاولياء ج ١، ص ٦٨؛ و إزالة الخفاء شاه ولى الله دهلوى ص ٢٦٥ که از حاکم. مجمع الزوائد هيتمى ج ٩، ص ١٣٠. و سيره ابن هشام ج ٤، ص ١٠٢٢
