اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

19
  • علت تنها گذاشتن سیدالشهدا توسط افراد بعد از سخنان شب عاشورا

  • وقتی که آنها متوجه شدند مسئله این است خب گفتند: براى چه بمانیم؟! معلوم شد همۀ آنها در آمدنشان با سیدالشهداء اهل دنیا بودند و اهل عُقبىٰ نبودند. به‌خاطر مسائل و ریاسات و فلان و این چیزها بودند [که] به جایى برسند! چون اگر اهل عقبىٰ باشند خب بسم الله! سفره پهن شد چرا دارى مى‌روى؟! تو یک عمری براى الآن باید صبر مى‌کردى، چطور الآن گذاشتى رفتى؟! سر بزنگاه از وسط سفره بلند می‌شوی مى‌روى؟! معلوم مى‌شود اهل عقبىٰ نبودند و اهل دنیا بودند. وقتى که آنها رفتند حالا آنهایى که اهل عقبىٰ بودند دیگر مشخص شدند. هنوز هم هیچ چیزى ندیدند، مشاهده‌اى نکردند، فلان نکردند. حالا که مشخص شدند حضرت گفتند: خب حالا یک چیزى هم به شما مى‌دهیم! شیرینى‌اش را از همین امشب خلاصه به شما مى‌دهیم که ببینید اوضاع چیست! یک مقداری‌اش را الآن نشان مى‌دهیم و بقیه‌اش را هم برای بعد مى‌گذاریم والاّ همین الآن خودتان را تکه‌تکه مى‌کنید! تا فردا صبر کنید عجله نکنید!

  • لذا اصلاً اصحاب سیدالشّهداء خودشان را در لشگر مى‌انداختند که تکه‌تکه بشوند! نکند آنچه که دیدیم ازدست برود! چه دیدند آقای ...؟! می‌گویند: مسلم بن عوسجه شوخى مى‌کرد! سر حورى دعوایشان بود! دعوا مى‌کردند! مى‌گفت: من برای تو را برمى‌دارم! یک هم‌چنین چیزهایى بود؟! سربه‌سر هم مى‌گذاشتند!1

  • تلمیذ: ...؟

  • استاد: اینها یک چیزهایى مى‌گویند! ما باید تحقیق کنیم ببینیم قضیه چه بوده است. آن‌وقت اینها وقتى که این مسائل را دیدند اشتیاق به آن مرتبه برایشان پیدا می‌شود و این‌گونه چیزها! اما خب بعضى از اینها هم بودند که نه، این دیدن‌ها را قبلاً دیده بودند! این مسائل را قبلاً طى کرده بودند مثل حبیب و عابس؛ اینها کسانى بودند که مراتب را قبلاً داشتند. هرکدام از اینها خصوصیات خودشان را داشتند. بله، من‌باب‌مثال یک کسى اشتیاق به آن مراتبى که مشاهده کرده است او را جلو مى‌برد. البته همۀ اینها در یک وحدت ولایى امام جمع بودند! خداى نکرده یک وقتى نباید تعبیرى کنیم که موجب وهن آنها بشود. نه! همۀ آنها مست همان شراب طهور سیدالشّهداء بودند ولی خود آنها هم در آن افق دید خودشان متفاوت بودند؛ آنچه را که حبیب بن مظاهر مى‌دید و براى رسیدن به آن مى‌خواست شهید شود قطعاً یک هم‌چنین چیزى را حُر نمى‌دید و اصلاً به فکر هفت پشتش هم نمى‌رسید! آنچه را که حضرت اباالفضل مشاهده مى‌کرد و مى‌خواست زود این لباس بدن را خلع کند و فلان بکند ...، چه‌ موقع این مسئله را افراد عادى دیگرى که در آنجا بودند مى‌توانستند ببینند؟!

    1. . نفس المهموم، ص 143.
/ 260