اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی و عرفانی پیرامون نظریه «مُثُل افلاطونی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های سطحی و مادی‌گرایانه در تحلیل حقایق هستی آغاز شده و با بررسی دیدگاه حکما و فلاسفه بزرگ، به این نتیجه می‌رسد که مُثُل، نه یک فرض ذهنی، بلکه حقایقی نوری و کلی هستند که واسطه اتصال عالم ماده به عالم ملکوت محسوب می‌شوند. استاد با تفکیک میان «قضاء کلی» و «قدر جزئی»، توضیح می‌دهند که چگونه حقایق واحده در مراتب بالاتر، در عالم اعیان به صورت موجودات متکثر با خصوصیات متفاوت ظهور می‌یابند. در ادامه، با اشاره به مقام «خلیفة‌اللهی» انسان، به این نکته کلیدی پرداخته می‌شود که حقیقت انسان، فراتر از تفاوت‌های ظاهری و مادی است. جلسه با تحلیل مراتب وجودی اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام و تفاوت درجات شهود و اتصال سرّی آنان به امام، به پایان می‌رسد که نشان‌دهنده تفاوت عمیق میان نگاه مادی و نگاه توحیدی به وقایع تاریخی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مُثُل افلاطونی و جایگاه آن در معارف الهی

10
  • اشکالى که بر عرب جاهلیت مى‌کردند این است که چطور دختر چهارساله و پنج‌ساله را با دست خودش زنده‌به‌گور مى‌کرد! آن کسى که یک مشت افراد بى‌گناه را که در آن هواپیما از یک‌جا به‌جاى دیگر مى‌روند ـ پیرمرد در آن هواپیما هست بچۀ شیرخوار و زن در آن هست که به مسائل سیاست و این حرف‌ها ربطى ندارد ـ با یک موشک که شلیک مى‌کند تکه‌تکه مى‌کند! آیا این بدتر است یا آن بدتر است؟! اگر قرار باشد ما او را دور از انسانیت بدانیم قطعاً باید اسم حیوان بر این فرد بگذاریم چون دارد با چشم خودش مى‌بیند. آن‌ کسى که دارد یک هواپیمایى را می‌راند و بر بالاى یک مدرسه که بچه‌ها دارند در صحن مدرسه بازی می‌کنند مى‌بیند و مشاهده مى‌کند و بعد بمب را در آنجا مى‌اندازد آن حیوان‌تر است یا آن عرب که دختر چهارساله یا پنج‌سالۀ خودش را زنده‌به‌گور مى‌کند؟! او دارد از بالا [سوخته] شدن اینها را تماشا مى‌کند و بمب را مى‌اندازد. کدام حیوان‌تر هستند؟! کدام از انسانیت دورتر هستند؟! و قِس علىٰ هذا، هر کسی مى‌خواهد باشد، چه مسلمان باشد، چه مسیحى باشد، چه شیعه باشد، فرق نمى‌کند! چه عالِم باشد، چه غیر عالم باشد، چه روحانى باشد، هیچ‌ تفاوتى ندارد! منظور، گرفتار شدن در نفس أمّاره و دور بودن از فرهنگ توحید و فرهنگ اولیاء الهى است!

  • آثار دور بودن از فرهنگ توحید و فرهنگ اولیاء الهى

  • کسى که از آن فرهنگ دور باشد دست به همه‌ کارى مى‌زند؛ در هر لباسى و موقعیتى به آن کار دست مى‌زند و اگر نزند، معلوم است مصلحتش اقتضاء نکرده است یا نمى‌توانسته است! براى رسیدن به آن منویاتِ خودش و نفسانیاتِ خودش، شما مى‌بینید همه ‌کار انجام مى‌دهد. لباس نمى‌تواند مانع باشد از اینکه انسان نفسانیات خود را و فرهنگ خود را بتواند کنار بگذارد! این نفسانیات در نفس، عقل را به اسارت گرفته‌اند و فطرت را به اسارت مى‌گیرند و بعد در خارج ظهور و نمودشان این است که ما مشاهده مى‌کنیم! فرق نمى‌کند و هیچ تفاوتى نمى‌کند. همین‌قدر که یک حیثیتى براى خود اقتضاء بکند همه ‌کار انجام مى‌دهد و اسم خودش و اسم آن [کار] را هم همه‌ چیز مى‌گذارد؛ هر چیزى که بخورد؛ دیگر نیاز به تسمیه ندارد، این تسمیه را هم براى عوام‌فریبى مى‌گذارد والاّ کار خودش را انجام مى‌دهد.

/