اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۴

5
  •  باید افرادی كه متصدی مسائل اعتقادی مردم هستند، این مسائل را در نظر بگیرند. خیلی قضایا و مسائل اعتقادی، مسئولیت‌ها، حالا نه مسئولیت‌های كلی. نه، همین مسئولیت خانواده، مسئولیت یك فرد، مسئولیت یك جمع و افراد، حتّی در همین حدود. تا چه برسد به این كه بخواهند مسئولیت فتوائی به عهده بگیرند كه واویلاست! واویلاست. بله ... خدا به دادمان برسد.

  •  تا آنجایی كه به نظرم می‌رسد، كلام میرداماد راجع به قضا و قدر بود. پس ما درست حدس می‌زدیم. ما در راه می‌آمدیم، به آقا گفتیم كه فلان قضیه اینطور بود، گفت آقا این قرار بود دیشب انجام بشود. گفتم عجب! ای داد بی داد! گفتم پس معلوم می‌شود پیر شدیم ما! معلوم می‌شود ما پیر شدیم و نیاز به یك مذكّر داریم.

  •  شخصی می‌گفت یك برتری كه جماعت نسوان بر مردها دارند، این است كه حافظه‌شان خیلی زیاد است! صد گیگابایت حافظه دارند! مثلًا شما پانزده سال پیش جایی برای ناهار خوردن رفته بودید، ما اصلًا رفتن به آنجا را فراموش كرده‌ایم، چه برسد به اینكه ناهار چه خورده‌ایم، ولی اینها علاوه بر غذا، مزه‌اش را هم به یاد دارند! و حالا امروز غذا درست می‌كنند: ـ ببین فلانی! آن غذایی كه پانزده سال پیش خوردیم، آن خوشمزه‌تراست یا این؟

  •  یك دفعه به ما یك همچنین حرفی زده شد، گفتم آقا من صبحانه كه می‌خورم یادم می‌رود چه خورده‌ام، نان قندی بوده یا نان و پنیر بوده، یا نمی‌دانم چه چیز بوده است. آن وقت تو می‌خواهی بگوئی دو هفته پیش ... دو هفته! من چه می‌دانم! آقا اینها پانزده سال و سی‌سال پیش هم یادشان است! این چه مغزی است؟ این قضیه ازعجائب است!

  • ادامه بحث از كلام میرداماد

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • وقال شِیخُنا وَ سَیدُنا و مَنْ إلَیهِ سَنَدُنا فی العُلومِ أدامَ اللَه عُلوَّه وَ المَجْدَه فی بَعضِ کتُبِه العَقلیه.

  •  مطلبی در باب مُثُل افلاطونی ـ همانطوری كه رفقا در نظرشان هست ـ ما این مسئله‌ی مُثل افلاطونی را در سال گذشته تا حدودی در اطرافش صحبت كردیم، و عرض كردیم كه این بزرگان مطالبشان در آن حدی نیست كه بخواهد قابل طعنه و قابل اشكال و ایراد باشد به این كیفیت كه شارحین گفته‌اند. اینها با صفای دلشان و با روشنی ضمیرشان مسائلی را ادراك می‌كردند كه از دیدگان بقیه مخفی بود! و حتّی می‌خواهم عرض كنم آنهایی كه اهل تتبع و تحقیق و تفحص و امثال ذلك در این گونه مسائل هستند و كتابهایی و مطالبی نوشته‌اند، من وقتی مطالعه می‌كنم می‌بینم نه، فقط از این كتاب و آن كتاب نقل شده و مسائل مسائلی نیست كه بخواهد از ضمیر دل و اتصال به غیب، نشأت بگیرد. اما این بزرگانی كه این مسائل را مطرح كردند اینها صرفاً با استمداد از قوای عقلانی، و تفكر و تتبع و تعلّم و امثال ذلك نبوده است. بلكه می‌توان گفت كه با نوعی از آمیختگی با نفحات و بارقه‌هایی بوده كه بر قلب و بر دل آن‌ها این نفحات و این بَوارق نازل می‌شده و آن‌ها این مطالب را از آن افق نقل می‌كردند، گرچه ما می‌توانیم اضافه بر این مسئله مدعی بشویم كه بالاتر از این مسئله‌ی مُثل، مسائل دیگری هم ممكن است وجود داشته باشد.