
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
2یك دفعه مرحوم آقا راجع به (الصلوه خیر من النوم)1 كه این آقا از خودش در آورد، راجع به این داشتند صحبت میكردند ... كه دیدگاه یك رجل الهی، با دیدگاه یك فرد سیاسی، چه تفاوت و فرقهایی میتواند داشته باشد. ایشان فرمودند: دیدگاه یك رجل الهی، مثل پیغمبر، مثل رسول خدا، كه بالاترین رجل الهی است، این پیامبر نماز را میآورد، و میگوید حی علی خیر العمل. در این خیر العمل، همه چیز خوابیده است! خیر العمل من الصوم، خیر العمل من الحج، خیر العمل من الجهاد فی سبیل الله، جهاد فی غیر سبیل الله كه خروج موضوعی دارد، خیر العمل من الانفاق، خیر العمل من الصدقه، هرچیز كه شما میتوانید به حساب بیاورید، نماز بالاترین است. درست؟ شما این دیدگاه را بشكافید، كه چرا پیغمبر میفرماید نماز بالاترین است؟ چرا نمیفرماید صوم، حج، جهاد؟. در جهاد خون ریخته میشود، حلوا كه در آنجا پخش نمیكنند. ولی در نماز كه خون ریخته نمیشود، آدم هم طوری نمیشود، نه طوریاش میشود، نه خونی ریخته میشود، نه اذیت و زحمتی برایش پیدا میشود، چرا باید نماز بهترین و بالاترین باشد؟ خیر العمل باشد؟
این حرف را هیچ كسی نمیتواند بزند، مگر آن كسی كه واسطه فیض پروردگار و مجلای فیض و مجرای فیض باشد. او فقط میفهمد كه چرا نماز خیر العمل است، كه تمام حقیقت هستی انسان به ربط است و ربط هم در همین نماز حاصل میشود. آن ربط نباشد، جهاد میشود كشك! انفاق میشود كشك! همه میشود كشك! كشكِ در كشكِ در كشك، همه میشود كشك. آن ربط، اگر نباشد، همه میشود كشك. آن ربط اگر باشد، همه چیز میشود صحیح، همه چیز میشود درست. این را بقیه نمیفهمند. لذا میآیند میگویند الصلوه خیر من النّوم! نمیفهمند دیگر! به جای اینكه بخوابید، حالا بلند شوید نماز بخوانید. خب اگر اینطور است، چرا شما میگویید الصلوه خیر من النّوم، بگو: الریاضه خیر من النّوم، ورزش بهتر از خواب است! الیقظه خیر من النّوم، المشی خیر من النّوم! پیاده روی، بهتر از خواب است! چون دیدگاه، مقایسه با خواب میشود. خواب دراز كش است، صلوه ایستادن است. تفاوت همین است. آن وقت، آن شخصیت میرود، این شخصیت میآید جایش مینشیند. ای وای! آن كه در آن هوا و در آن فضا، و در آن مرحله دارد سیر میكند، او میرود كنار، فوت میكند، به رحمت خدا میرود، به جایش كسی میآید كه دیدگاهش این است. افق دركش این است، فهمش این است، چه خواهد شد؟! چه خواهد شد؟ بعد ایشان میفرمودند همین را شما میتوانید معیار قرار بدهید. یك دفعه معاویه داشت أمیرالمؤمنین را مدح میكرد. میگفت خدا رحمت كند، ـ این مدحها همه بعد از فوت است، ها! و الّا در زمان حیات از این مدحها هیچ خبری نیست. وقتی امیرالمؤمنین میمیرد و شهیدش میكنند و مسئله تمام میشود، مدح و ثنا ... چون دیگر رقیب نیست! حالا مدح و ثنا هم بكند، به پای تواضعش میگذارند! اما خودت اینهایی را كه میگویی وقتی كه علی در قید حیات هم بود، میگفتی؟ نمیگفتی! ـ گفت خدا رحمت كند ابو تراب را. اگر طلا و كاه در پیش او بود، اگر یك كوه طلا و كاه داشت طلا را زودتر از كاه انفاق میكرد2.
- موطأ مالک ابن انس، کتاب الصلاه، باب ما جاء فى النداء بالصلاه: «مؤذن براى دعوت خليفه دوّم براى اقامه نماز صبح به خانه او آمد و او را خوابيده يافت. براى بيدار کردن او چنين گفت: الصلاه خير من النوم. عمر از شنيدن اين جمله خوشش آمد و گفت آن را در نداى صبح بگنجانيد.»
- کشف الغمه ص ٩٣. مناقب ابن مغازلى ص ٢٨٠. ينابيع الموده ص ٩٢.
