
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
16تلمیذ: ـ این كه اطلاق بقیه الله میشود، به خاطر همین جنبه ... كه دیگر انبیاء الهی نداشتند از انبیاء و ائمه.
استاد: حالا نه كه نداشتند، انبیاء و اینها خب نه، آنها نداشتند ...
تلمیذ: ـ راجع به قضیه شعیب كه میگوید: بَقِيَّتُ اللَه خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ1 منظور آن نیست؟
استاد: نه! نه خیر! در مسئلهی ظهور، ظهور یك چیزی نیست كه فقط ظهورِ یك چیز خاص خارجی كه همان تعیین حاكم و استاندار و فرماندار و رتق و فتق باشد. در قضیه ظهور، اصلًا به طور كلی، در تمام ملك و ملكوت این ظهور پیدا میشود. حتّی در ملكوت، قضیه هست! مسئله فقط یك رتق و فتق عادی نیست.
تلمیذ: مرحوم علامه در معادشناسی،2 خیلی مختصر و گذرا این تعبیر را دارند. بحث رجعت را ظاهراً مطرح میفرمایند. بحث رجعت، كه نسبت به آن مرتبه قیامت، كه اصل باید اتفاق بیفتد، و اوّل او ظهور میفرماید، بحث ظهور، و در واقع تكویناً این انجام می شود.
استاد: باید انجام بشود.
تلمیذ: بعد بحث رجعت و بعد قیامت.
تلمیذ: در جلد چهارم است. خیلی گذرا و در دو سه خط این را توضیح دادهاند.
تلمیذ: آقا این روایت كه یكی از رفقا نقل كردند درباره اصحاب سید الشّهداء، شما فرمودید كه رنگ و روی حضرت هِی بازتر می شد. ادامه روایت میفرماید بعضی از كسانی كه با حضرت بودند ...
استاد: بله.
تلمیذ: یعنی همه اصحاب اینطور نبودند؟
استاد: «و بعض من معه».
تلمیذ: یعنی همه اصحاب اینطور نبودند؟ یعنی آنها اضطراب داشتند؟ چه بوده است؟
استاد: اضطراب هم نداشتند، مثلًا میگویند كه آن میگوید به آن یكی ـ حالا همه هم میمیرند ـ اما یكی دارد به یكی دیگر در مقام نقل میگوید. بقیه هم دارند میبینند. اضطراب نداشتند. چرا اضطراب داشته باشند؟ «انظروا هذا الرجل لا یبالی بموته. و کلّ ما اشتدّ ...».3
تلمیذ: این «من معه»، به قال نخورده است! «وبعض من معه» یعنی شما به قال می زنید؟!
- هود (١١) آيه ٨٦.
- معاد شناسى ج ٤ ص ٦ و ٧.
- معاد شناسى ج ١ ص ١١٢ و ١١٣ به نقل از معانى الاخبار باب نوادر المعانى ص ٣٨٩ روايت ٢٩.
