اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۴

10
  •  شما می‌بینید هر كاری انجام می‌دهد. لباس نمی‌تواند مانع باشد از اینكه انسان نفسانیات خود را و فرهنگ خود را بتواند كنار بگذارد، نمی‌تواند مانع باشد. این نفسانیات در نفس، عقل را به اسارت گرفته اند، فطرت را به اسارت می‌گیرند، و بعد در خارج ظهور و نمودشان این است كه ما مشاهده می‌كنیم. فرق نمی‌كند، هیچ تفاوتی نمی‌كند. همین قدر كه یك حیثیتی برای خود اقتضا بكند، همه كار انجام می‌دهد! و اسم خودش را، و اسم آن كار را هم همه چیز می‌گذارد. هر چیزی، هرچیزی كه تناسب داشته باشد. نیاز به تسمیه ندارد، این تسمیه را هم برای عوام فریبی می‌گذارد. و كار خودش را انجام می‌دهد. در قضای كلی الهی، مسئله این است كه انسان، یك حقیقت واحده است، كه آن حقیقت واحده، دارای این خصوصیات است: مقام خلافت اللهی دارد، واجد اسماء كلیه و جامعیت اسماء و صفات كلیه است و به همین جهت، مخلّع به خلعت خلافت اللهی وجانشینی است. یعنی همان وجود نازله، و متجسّم پروردگار در عالم اعیان، و در عالم خارج را می‌گویند خلیفه الله.1 آثار خدا، همه جا هست. آیات الهی همه جا هست. سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلي كُلِّ شَيْ‌ءٍ شَهِيدٌ.2 آیات در همه جا هست، نشانه در همه جا هست، ولی خدا به كسی مقام خلافت اللهی اطلاق نكرده است. زیرا آن‌ها حصه‌ای از مراتب وجود كه همان اسماء است را دارند. دارای همه‌ی اسماء هم نیستند، دارای همه‌ی صفات هم نیستند، ولی انسان دارای همه‌ی اسماء و صفات است!3

  •  پس بنابراین می‌تواند خلیفه باشد. خلیفه‌ی الهی در فلان اسم، خلیفه‌ی الهی در فلان صفت، خلیفه‌ی الهی در این مسئله. این چه می‌شود؟ این مقام خلیفه اللهی است. و خیلی مسئله مسئله‌ی عجیب و والایی است. همانطوری كه چندی پیش عرض كردم، مسئله آنقدر بالاست كه انسان حتّی جرأت مطرح كردن آن را هم ندارد، كه این مقام خلافت اللهی وقتی به فعلیت برسد، چه ها خواهد شد و چه مسائلی پیش خواهد آمد!! بنده كه تا به حال جرأت نكرده‌ام بیان كنم. این مربوط به چیست؟ این مربوط به مسئله‌ی خلافت اللهی است كه انسان به آن حیثیت استجماع صفات و اسماء كلیه می‌خواهد دسترسی پیدا كند. مافوق تصور ماست و ما حتّی نمی‌توانیم تصورش را بكنیم. این مقام خلافت اللهی وقتی در عالم اعیان بروز و ظهور پیدا می‌كند، به این شكل و به این كیفیت در خواهد آمد. این مربوط به اعیان خارجی است. مربوط به عینیت خارجی است. كه یكی مرد می‌شود، یكی زن، یكی دارای این خصوصیت می‌شود. یكی همینطور ... افكار و اوصاف مختلف می‌شود. همانطوری كه مسائل ظاهری و حالات ظاهری فرق می كند، حالات باطنی هم فرق می‌كند، این به اعیان خارجی مربوط می‌شود. ولی آن واقعیت مقام خلافت اللهی كه همان حقیقت انسان است، آن به یك حقیقت واحده، كه آن حقیقت واحده نه مذكّر است و نه مؤنث برمی گردد. اصلًا مذكّر در آنجا معنا ندارد. آن همان حقیقت انسانیت است. آن حقیقت وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي4 است.

    1. افق‌وحى ص ١٥٩
    2. فصلت (٤١) آيه ٥٣.
    3. تفسير آيه نور ص ١٤٠ تا ١٤٦.
    4. الحجر (١٥) آيه ٢٩ و ص (٣٨) آيه ٧٢.