
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
7پاسخ هایی دراینجا دادند كه ما خواندیم تا رسیدیم به مسئله و توجیه مرحوم سید، كه ایشان در اینجا توجیهی دارند كه نسبتاً توجیه موجّهی است و ایشان در باب قضاء كلی، و قدر جزئی، مطلب را بالا بردند و از همانجا یك جهت نقلی هم به مسئله داده میشود، با بیان خودشان (البته این مطلب در افق مبین هست). در آنجا ایشان این مسئله را به این كیفیت بیان كردند نمیدانم این مطلب را بیان كردهام یا نه؟ ظاهراً كه بله در باب قضا و قدر آنطور كه یادم است در سال گذشته عرض كردیم، حالا به نحو فهرست عرض میكنیم كه در مسئلهی قضاء كلی و قدر جزئی، چه اختلاف و تفاوتی و چه امتزاج و اختلاطی هست.
در آنجا وقتی این مطلب را بیان میكنند، میگویند خب مُثل هم همین است، مُثل هم همین مسائلی است كه ما در باب قضا و قدر گفتیم. در باب قضا و قدر، این قضا یك قضاء كلی است و عبارت است از حقایق غیر قابل تبدّل و تغیر و تحوّل، كه از آن به یك حقایق كلیه تعبیر میشود. هم نسبت به اعیان و موجودات خارجی، و هم نسبت به تصورات، اطوار، صفات، افعال، حركات، تغیرات، و تبدّلات خارجی، در تمام اینها، یك حقیقت كلی وجود دارد كه از او تعبیر به قضاء كلی میشود.
در قضاء كلی الهیه است كه انسان باید به این كیفیت و این خصوصیت تعین، و عینیت خارجی راه پیدا بكند. این مطلب به آن قضاء كلی بر میگردد. این مسائل را بنده در یكی از صحبتهایم عرض كردم كه این مسائل چطور طبقه بندی میشود، در آن طبقات بالا، ما میبینیم كه به یك حقیقت كلی قرار میگیرد. شما الان در خارج ـ حالا یك مثال میزنم، بقیه را خودمان میتوانیم استنتاج كنیم ـ دو مصداق از این نوعیت انسان مشاهده میكنید. یكی مذكّر و یكی مؤنث. هركدام دارای افكار خودشان هستند و دارای رفتار خودشان هستند و دارای خصوصیات جسمانی مختلف، چه در مورد مرد، و چه در مورد زن؛ و دارای سلیقههای مختلف، دارای افكار مختلف و خصوصیات مختلف؛ هم در توان و استعدادهای ظاهری، و هم در استعدادهای باطنی و توان باطنی. خب این قابل حسّ است و همه مشاهده میكنند و جای انكار هم نیست. یك چیز محسوسی است كه جای انكار هم نیست و هركس هم كه انكار بكند، این تقریبا دیگر مكابره انجام داده است.
