
جلسه ۷۳۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از کلام میرداماد 29/10/1432
جلسه ۷۳۴
6علی كلّ حال، بزرگان، در مطالب خودشان، هركدام از افق دید و منظر شهود خودشان صحبت میكردند. و هر كدام در جای خودش، قابل تأمل و قابل برای تحقیق است، و عجب اینجاست كه انسان میبیند كه بسیاری از مسائل عادی فلسفی، از طرف افرادی كه خودشان اهل فلسفه بودند، مورد خدشه و مورد نقد قرار میگرفت!
من بعضی از مقالاتی كه میخوانم، در احوالات نویسندهی آن میگویند ایشان از افرادی بودند كه سالها نزد بزرگان از فلاسفه و حكماء تعلّم كردهاند. تعجب میكنم، كسی كه فقط منظومه خوانده باشد، این حرف را نمیزند، چطور یك همچنین سابقهای راجع به یك فرد ذكر میشود و بعد آن شخص این مطلب را بیان میكند.
بعضی از این نحوه نگرشها را اگر در نظر داشته باشید، در كتاب افق وحی ذكر كردم كه خیلی برای من باعث تعجب است كه چطور انسان به این مطالب، كه میتوان گفت از مسائل ابتدایی فلسفه و مسائل حكمی است، نتوانسته است برسد؟! غیر از اینكه میتوانیم بگوییم اینها صرفاً در این مطالب یك تورق و یك تفحصی كردهاند ولی نخواستهاند، یا نتوانستهاند دل خود را و ضمیر خود را و فكر و عقل خود را در این گونه مسائل، غور بدهند. تا به آن نتائج حقیقی و واقعی بخواهند برسند.
در مسئلهی مُثل افلاطونی، مطلب به همین كیفیت است، و همین مسئله است كه بزرگان از حكماء و فلاسفه، مانند مرحوم میرداماد، یا امثال شیخ، یا حتّی خود مرحوم آخوند، مرحوم محقق دوانی، اینها در مقام توجیه بر آمدند و مِثل متكلمین همینطور نیامدهاند اینها را رد كنند، كه آقا مُثل چیست؟
فرض كنید كه هرچیزی یك رب النّوعی داشته باشد و آن افراد در اعیان خارجی و متوطن به مادّه، متعلق به آن رب النّوع كلی و نوعی باشند، و دلیلی ندارد اگر یك حقیقتی، دارای تعین خارجی باشد، دیگر بشود یك حقیقت جزئیه و متشخص. و اگر دارای تعین نباشد، در همان ماهیت خودش به صورت كلی است. و حقایق وجودیه كه نمیتوانند متعلق به یك ماهیت بدون تعین خارجی باشند! حالا یا تعین مادّی، یا تعین غیر مادّی. تعین در غیر مادّی هم، علی كلّ حال هست، و هرچیزی كه یك حیثیت ماهوی به او میخورد، دارای محدودیت وجودی خواهد بود كه ما اسمش را میگذاریم ماهیت. چه حالا ماهیتش مانند ماهیات مادّی باشد، یا اینكه نه، ماهیتش همان جنبه محدودیت وجودی باشد. بالاخره متعین است و از اطلاق خارج می باشد. بالاخره یك چیزیست كه خارجی است. ماهیت، تعین در آن معنا ندارد. در بحث ماهیت، آن چه كه موجب تعین و تشخص است، حقیقت وجود است. امّا ماهیت «لا أیسٌ و لا لیسٌ» است. بنابراین، این مسئله مورد خدشه است.
