اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام میر داماد درباره قضاء کلی (اول جلسه، خارج از درس) 13/6/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۳۲

3
  •  تلمیذ: آیا در اینصورت علم به عمل شخص نداریم؟ وقتی كه از من سوال می‌كند طبعا می‌رود به نظر من عمل می‌كند.

  •  استاد: نه

  •  تلمیذ: پس چرا از من دارد سوال می‌كند؟

  •  استاد: خودش می‌داند، باور می‌كند، به ما اعتقاد دارد، خیلی خب باشد، به ما چه ربطی دارد؟ شما را فرد مطمئنی می‌داند، فرد صادقی می‌داند، فرد اهل عملی می‌داند، می‌گوید من دیدم شما از بین بقیه در این مسئله ترجیح دارید، می‌خواهد حكم را سوال كند، اشكال ندارد و می‌رود عمل هم می‌كند، فقط جمع اجوبه را نمی‌كند، می‌رود عمل می‌كند، ولی صحبت این است كه شما پشت این قضیه التزامی ندارید، فقط گفتید كه نظر من این است، او نظر شما را می‌پرسد، شما هم نظر خود را می‌گویید، یك وقتی بلند می‌شوید به افراد می‌گویید آقا این كاری كه الان داری می‌كنی یك اشتباه است، خب بعضی اوقات انسان می‌بیند این یك اشتباه واضح است، دارد نماز دو ركعتی را سه ركعت می‌خواند یا فرض كنید كه دارد عمل خلاف انجام می‌دهد، دارد بدون التفات من غیر توجه دارد خلاف می‌كند و مسلم است خب می‌روید می‌گویید آقا این كار را نكن یك وقتی نه مسئله این طور نیست و برمی‌گردد به یك مسائل و قضایایی كه اینها تبعات دارد، تبعات دارد، مثل مسائل اجتماعی مثل بعضی از معاملات مسائل اجتماعی ...

  • كلام میر داماد درباره قضاء كلی

  •  بله مسئله بدا تقریبا یك فرصت یك ماهه می‌خواهد، كلام مرحوم میرداماد و مطلبی كه مرحوم آخوند دارند تا آنجا اگر خدا بخواهد بحث را می‌رسانیم. مرحوم میرداماد كیفیت حقیقت اعیان ثابته كلیه را و تشكل آنها را به اعیان جزئیه، جزئیه غیر كلیه مرحوم میر به كیفیتی در عالم مشیت و تقدیر و قضا و قدر تشریح كردند یك مسئله‌ای در ایجا مطرح می‌كنند مرحوم میرداماد ـ كه ما حالا می‌خوانیم و فردا هم به دنبالش مسئله را ادامه می‌دهیم ـ و آن این است كه ما به طور كلی در قضا و قدر چه واقعیت و چه حقیقتی را باید مدّ نظر قرار بدهیم؟ اگر نظر شریف رفقا باشد در مقدمه همین كتاب افق وحی در مسئله علم عنایی حق مطالب مختلفی نقل شده است نسبت به مقام اجمال و مقام تفصیل، اما در آن جا بنده مطلب را به یك نحو دیگری مطرح كردم و به طور كلی مسئله اجمال و تفصیل را منتفی دانستم و تبدل استعداد به فعلیت را در ذات اقدس الهی محال و ممتنع دانستم، اگر این مطلب را رفقا در آن جا مطالعه كنند، به این كلام میرداماد تا حدودی ما می‌توانیم اشراف پیدا كنیم. می‌خواهم این را عرض كنم كه من ندیده بودم كلام ایشان را ولیكن وقتی كه مطالعه می‌كردم در افق مبین دیدم عجب، واقعاً ایشان هم مثل این‌كه همین مسئله را می‌خواهند مطرح كنند و به طور كلی مقام اجمال و تفصیل را می‌خواهند در آن مقام قضای كلی یا مقام قدر جزئی، می‌خواهند آن تفاوت را بردارند و به طور كلی اختلاف را از بین ببرند و بگویند كه قضای كلی چیزی جز همان قدر جزئی و مشیت جزئیه نیست، الا این كه در آن جا به عنوان یك حقیقت سِعی قابل برای تشكل است، كه در آن حقیقت سعه‌ای، نفس آن تشكل جزئی هم منطوی است و قرار دارد.