
جلسه ۷۳۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام میر داماد درباره قضاء کلی (اول جلسه، خارج از درس) 13/6/1432
جلسه ۷۳۲
1كلام میر داماد درباره قضاء كلی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یكدفعه مرحوم پدرمان با استادشان مشرف شده بودند حرم سیدالشهدا علیهالسلام و بعد رفتند سر مزار حبیب بن مظاهر و ایشان شروع كرده بودند به حمد و سوره خواندن، استادشان گفت آقاسیدمحمدحسین حمد و سوره میخوانی؟ این زنده است، این مرده نیست! این زنده است! ایشان گفتند آقا ما برای زندهها هم حمد و سوره میخوانیم! بعد ایشان گفتند خب این عیب ندارد اگر به نیت حیات میخوانی. این احكامیكه از ناحیه شارع آمده كه حالا شارع چه پیغمبر باشد، چه ائمه باشند، آنها هم شارع هستند، حالا در اصطلاح میگویند انقطاع وحی است و ائمه مبین و موضح و مشرع آن حقیقت وحیانی هستند كه خب البته از یك جهت هم درست است ولی در واقع همه به یكجا وصل هستند، تفاوتی ندارد بین دستور خدا و ائمه، از این نظر تفاوتی ندارد، چون همه این چهارده معصوم از یك حقیقت واحد احكام را میگیرند یعنی از عالم ملاكات، به واسطه اتصال به ملاك است كه در مقام بیان یك حكم را مستحب و یك حكم را حرام و یك حكم را مكروه و امثال ذلك میشود، نه این كه به نفس وجوب و نفس كراهت و نفس استحباب اطلاع پیدا كردهاند، این غلط است، امام به استحباب یك امری اطلاع پیدا نمیكند، ما اطلاع پیدا میكنیم، وسایل را باز میكنیم میبینیم این حرام است، این مستحب است، این مكروه است، این اطلاع بر حرام مال ما است خب این مال امام نیست، امام به ملاك حكم اطلاع پیدا میكند كه این ملاك در این جا چه اقتضایی میكند، بر اساس اطلاع بر ملاك آن وقت در مقام بیان میگوید این یا مستحب است یا مكروه است، وقتی این طور هست ما نمیتوانیم از پیش خودمان عوض كنیم آنچه را كه امام فرموده است. آن كه امام فرموده باید به این كیفیت انجام بدهید آن كه به ملاك رسیده است، او است ما كه نیستیم، او است آن وقت چه میشود؟ مثل این میشود كه به جای این كه شما به یك تشنه آب خوردن بدهید بردارید آب نمك بدهید! خب بدتر تشنه میشود، به جای این كه به كسی كه دلش درد میكند آب نباب بدهید چغندر بدهید این اصلا قولنج میكند میمیرد، الان برای دل دردش نبات خوب است چای نبات خوب است، دوایی، چیزی، نه این كه برداری به او چغندر بدهی، چیز ثقیل میدهی، این خودش دارد از درد به خودش میپیچد این میشود قوز بالای قوز است، دخالتهای ما این است، این است كه میگویند قَالَ الصَّادِقُ ع لَا یحِلُّ الْفُتْیا لِمَنْ لَا یسْتَفْتِی مِنَ الله عَزَّ وَ جَلَّ بِصَفَاءِ سِرِّهِ وَ إِخْلَاصِ عَمَلِهِ وَ عَلَانِیتِهِ وَ بُرْهَانٍ مِنْ رَبِّهِ فِی كُلِّ حَال1 این است به خاطر این است لمن لایستفتی من الله به صفاء سره و برهان من ربّه بدن آدم میلرزد آقاجان، بدن آدم میلرزد، مو بر بدن انسان راست میشود، آدم دین مردم را به عهده بگیرد؟ من كه اصلا نمیتوانم، یعنی اصلا برای من قابل تصور نیست یك روزی بیایم و دین مردم را به عهده بگویم كه آقا بر ذمه من كه شما بیا این كار را انجام بده، بله ممكن است كه یكی بگوید آقا شما چكار میكنید؟ میگویم من این كار را میكنم، اما تو برو بكن! نه، ابدا، صد سال به یكی نمیگویم برو این كار را بكن، به من چه كه بیایم دین كسی را به عهده بگیرم؟ به من چه كه بیایم تضمین كنم؟ گارانتی بدهم؟ نه آقاجان اصلا خدا نیاورد آن روزی را كه بخواهد مسئله به این كیفیت باشد، از آدم سوال میكنند كه آقا نظر شما نسبت به این چیست؟ میگویم كه نظرم این است، میخواهی انجام بده، نده، ارتباطی به من ندارد، نظر من را میخواهی میگویم، اما این كه برو انجام بده، ابدا، هیچ تضمینی، تعهدی، التزامی نیست.
- مصباح الشريعه
