
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
نقد نظریه اجمال و تفصیل در علم عنایی حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت قضا و قدر الهی و نسبت آن با علم عنایی حق تعالی میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون «مقام اجمال و تفصیل» آغاز میشود؛ جایی که استاد با ردّ هرگونه تبدل استعداد به فعلیت در ذات اقدس الهی، این نظریه را که قضا و قدر را به دو مرحله جداگانه تقسیم میکند، به چالش میکشد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان «اجمال واقعی» و «عدم فعلیت» را تبیین کرده و نشان میدهند که چگونه حقیقت بسیط الهی، بدون نیاز به تغییر در ذات، در مراتب نزولی خود به صورت حقایق جزئیه ظهور مییابد. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم پرهیز از گمانهزنیهای بیحاصل در مسائل غیبی و تمرکز بر وظایف عملی و اخلاقی، مخاطب را به درک صحیحتری از نحوه تحقق مشیت الهی در عالم هستی دعوت میکند.
تبیین حقیقت قضا و قدر الهی
3پس همان حالت وردیت است که جمع شده و جمع شده و الآن غنچه شده است و اگر بخواهد عوض شود باز مىشود، این اجمال و تفصیل میشود. آن شاخۀ درختى که هنوز در زمستان برگ هم نداده، کجای آن اجمال است؟! اجمال ندارد. بله! در اینجا استعداد براى تبدّل به غنچه و وردیت دارد اما حالا صحبت در این است که یک موم یا آبى که الآن در دست شما است و این موم مىتواند به یک حیوان متبدل شود، براى او سر درست مىکنید، دم درست مىکنید، پا درست مىکنید و هیکل درست مىکنید، بعد از گذشت یک زمان یکدفعه نگاه مىکنید و میبینید که یک حیوان در دست شما هست، این مسئله با موم انجام گرفته است. وقتى موم در دست شما هست، کجا مقام اجمالش سمک و ماهى است که بعداً درست مىشود؟! موم است و گرد است و شکل خاصى دارد، به این اجمال نمىگویند.
همانطوریکه عرض کردم اجمال به این است که صورتى از همان هیئت فعلیه بهنحو دیگر موجود باشد، کجاى این سمک در اینجا موجود است؟! بله! ممکن است من نیّت و اراده کنم و این موم را تبدیل کنم، اجمالى که مىتوانیم در اینجا تصور کنیم فقط در بعضى از صفات این موم هست مثلاً بگوییم که آن رعونت سمک که بعداً مىخواهد، آن رعونت را بالإجمال این دارد و این عیب ندارد چون موم نرم است. این را بالإجمال دارد؛ یعنى همان رعونت و لطافت و ملایمت را دارد اما صورت سمکیت را ندارد، اصلاً صورت سمکیت را ندارد! این را مىتوانیم بالإجمال بگوییم که الآن آن لون سمک را در تبدّل صورت دارد. به کجاها زدید؟! به آنهایى که الآن واجد است! این الآن لون سمک نیست بلکه لون موم است ولى همین لون موم به لون سمک متبدل مىشود و آن موقع دیگر لون موم نمىگوییم بلکه لون سمک مىگوییم. این از کجا بود؟ قبلاً بود. این بالإجمال میشود. نرمى بود، خصوصیات و این چیزها بود ولى سمک نبود. در سمک اجمال معنا ندارد.
