
جلسه ۷۳۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث درباره ترسيم مثل افلاطوني 26/3/1432
جلسه ۷۳۱
2حالا صحبت در این است كه این قضای الهی آیا تعین خاص و تشخص خاص است یا این كه یك امر مبهم است؟ یك امر بدون هیچ جهتی هست؟ میل پروردگار و اراده او تعلق گرفته است بر این كه یك مصیبتی فرض كنید كه بر این بنده بیاید، همین به نحو كلی حالا در آن مقام میل و مقام اراده، نفس خصوصیت آن مصیبت لحاظ نشده است كه آیا این مصیبت فرض كنید حصبه است یا این كه این مصیبت دردكمر است، شكستگی پا و سر و استخوان است یا این كه فرض كنید كه این بیماری كبد و قلب است، این مصیبت از دست دادن عزیزی است و امثال ذلك، و خصوصیت این مسئله لحاظ نشده است. این مسئلهای كه عرض میكنم خود بنده شنیدهام از خیلی افرادی كه متصدی این مطالب هم هستند!! بنده شنیدم و همیشه این قضیه برای من جای سوال داشت از همان سابق كه چطور در فرق بین قضای الهی ما این مسئله را مشاهده میكنیم كه قضای الهی یك مسئله مبهمی است. مگر در همان جا نمیشود خود خصوصیت قضای آن مصداق هم در آن جا ترسیم بشود؟ همان مصداق خارجی هم در مسئله قضای الهی در آن جا شكل بگیرد؟ این چه مسئلهای است كه برای تحقق خارج باید مراتب علمیه مختلفی تصور كنیم؟ از اول یك مسئله كلی بعد این نزول پیدا كند جزئیتر شود همین طور جزئیتر و جزئیتر تا این كه آن كه در خارج تحقق پیدا میكند ما اسم آن را قدر میگذاریم، قدر یعنی اندازه، فرض كنید كه قضای الهی بر این است كه پای این بشكند و چلاق شود و دیگر بلند نشود و خلق خدا از دست او راحت شوند! اما این كه حالا میخواهد پایش بشكند از زانو بشكند؟ یا از این وسط بشكند؟ یا از این پا بشكند؟ این دیگر نیست همین قدر پای این بشكند و در خانه بیافتد و یك مدتی بیافتد و هم خودش راحت بشود هم بقیه از دست او راحت شوند این مقدار را قضا میگویند. اما این كه فرض كنید كه این ملائكه كه دارند این قضا را نازل میكنند در این وسط با مسائلی كه برخورد میكند با حوادثی كه پیدا میشود برای او همین طور كم كم این قدر پیدا میكند اول میخورد فرض كنید به این نیمه ساق حالا در این كیفیت بالاتر و پایینتر مجالسی كه در این جا ممكن است تشكیل شود، ارتباطاتی كه ممكن است پیدا شود، دعایی پشت سر او باشد، نفرینی پشت سر او باشد، اینها همه با هم ضم و ضمیمه میشوند تا این كه در اخیر این قضا میخورد از یكجا میافتد این كاسه زانوی او ترك برمیدارد میگویند بایستی كه برای چند ماه پایت را حركت ندهی، خب این نحوه نزولی كه در اینجا آمده است دیگر اسمش را بدا گذاشتند حالا راجع به بدا هم صحبت میشود چون در این زمینه ایشان وارد شدند البته ایشان راجع به بدا صحبت نمیكنند.
