اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۱

1
  • بحث درباره ترسیم مثل افلاطونی

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • وقال شیخنا و سیدنا و من الیه سندنا فی العلوم القضا

  •  عرض كنم حضورتان كه بحث درباره ترسیم مثل افلاطونی بود و تأییدات و توجیهاتی كه مرحوم آخوند از كلام بزرگان مثل كلام مرحوم شیخ در شفا و همین طور شیخ اشراق و مرحوم میرداماد در افق مبین ذكر كردند.

  •  یك بیانی دارد مرحوم میرداماد كه بسیار بیان دقیقی است البته شاید بعضی موارد داشته باشد كه موارد ابهام حداقل در نظر ما باشد. شاید برای خود ایشان این مسئله این طور نبوده كه با آن بیان مطلب نسبت به مثل افلاطونی می‌شود توجیه پیدا كند و آن كیفیت ترسیم بین قضای الهی و قدر است آن چه كه تا به حال برای ما در این مسئله مسموع بوده است این است كه قضای الهی یك مسئله مبهم است كه خصوصیت ابهام آن همان عدم تعین و عدم تشخص است. چون هر چیزی كه صفت ابهام بر او صادق باشد طبعا نمی‌تواند متشخص باشد. تشخص مساوی با وجود است و وجود مساوی با تعین است و تعین مساوی با ظهور است و ظهور مساوی با نور است. همه اینها در یك سطح هستند نمی‌شود یك چیز متشخص باشد ولی در عین حال مبهم باشد. كما این كه نمی‌شود یك شیء مبهم باشد ولی ظاهر نباشد. از این بیان استفاده می‌شود كه چطور اسم ظاهر به اشدّ و اتمّ معانی و مفاهیم و حقیقت خارجیه خود برای وجود باری تعالی صادق است زیرا هیچ تشخصی قویتر و هیچ تعینی متعین‌تر از تعین وجود باری تعالی نیست و آن تعین، تعین اطلاقی و تعین لامتناهی و تعین سعه‌ای و تعین شمولی و تعین عام است به حیثی كه لایشذّ عن حیطة تعینه شیء به این نحوه از تعین یك تعین بیشتر نداریم گرچه فهم این مسئله و درك این مسئله جز با رؤیت دل و با شهود باطن امكان ندارد. یك تصوراتی انسان می‌كند در این جا ولكن خب آن مسئله باطن یك مطلب و مسئله دیگری است.