اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۳۱

7
  •  ببینید اینها چیزهای اساسی است كه اینها را ما باید بیاییم و در خودمان اینها را زنده كنیم اینها را در خودمان زنده كنیم، بپرورانیم، بپرورانیم این مسائل را، می‌رسیم به یك چیزهایی، می‌رسیم به مطالبی، حالا نمی‌گوییم مثل آنها، ولی خب یك چیزهایی درك می‌كنیم، یك چیزهایی می‌فهمیم، زندگی یك‌خرده برای ما راحت‌تر می‌شود، ارتباطات یك‌خرده برای ما راحت‌تر می‌شود، معادلات یك مقداری برای ما منطقی‌تر می‌شود، معادلات، این حرف و نقل‌ها و پشت سر هم حرف زدن‌ها یك مقداری سبك‌تر می‌شود، كمتر می‌شود، حسن ظن‌ها بیشتر می‌شود، سعه صدرها بیشتر می‌شود، اینها چیزهایی است كه بزرگان به ما یاد داده‌اند، یكی از چیزهایی كه ایشان همیشه به ما می‌فرمودند این بود كه اگر یك حرفی به تو زدند نرو پی آن را بگیری، انگار نه انگار شنیده‌ای.

  •  بله یك وقتی مطالبی گفته می‌شود كه یك مسائلی و تبعاتی دارد، آن جا آدم باید پی آن را بگیرد، ولی بعضی موارد دیگر نه مثلا فلانی خودش را خیلی می‌گیرد، گرفتن ندارد آقا، فلانی دروغ از خودش می‌گوید، حالا گفت دیگر، فكرت را مشغول نكن، این قدر از این حرفها به من در نامه می‌نویسند، یكی را تا به حال به ایشان نگفتم، اصلا تا یادم می‌افتد قبایم را نگاه می‌كنم: بخور، نوش جانت، خوب است، قیمت تو می‌رود بالا، متری هزار تومان می‌شود، متری دو هزار تومان، متری سه هزار تومان، می‌بینم لباسم آن جا است، هان بخور، چرا فقط من بخورم؟! یك‌خرده هم تو بخور ...،

  •  اینها آمدند و زندگی را برای ما راحت كردند، ببینید همین مسئله را اگر ما ... حالا ما اصلا درست عكس این مكتب و مرام و مبنا داریم حركت می‌كنیم، طرف یك حرفی را اصلا نزده ما این حرف را زده شده تلقی می‌كنیم، از روی قصد تلقی می‌كنیم، از روی عناد تلقی می‌كنیم، به آن ترتیب اثر می‌دهیم، دنیا را پر می‌كنیم، پدر او را درمی‌آوریم، بعد وقتی می‌روی نگاه می‌كنی اصلا طرف روحش هم خبر نداشته، بدبخت روحش خبر ندارد، این كجا و آن كجا، اصلا اینها در دو وادی كاملا مختلف به اختلاف بعدالمشرقین قرار دارند، آن می‌گوید (مرحوم علامه طهرانی) اگر یقیناً شنیدی یعنی اصلا طرف آمد جلوی تو و گفت ... من در آن زمان می‌رفتم و می‌دیدم نامه‌هایی را كه به ایشان می‌نوشتند و چه مطالبی را به ایشان می‌گفتند چه دوست و چه غیر دوست، نامه‌های بدون امضا، ولی ایشان انگار نه انگار می‌گفتند بزن به اینجا بزن به آنجا و خودت را راحت كن.