اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

تحلیل نسبت اراده پروردگار با تعینات و تشخصات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت قضا و قدر الهی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های حکما در باب مثل افلاطونی و نحوه ترسیم قضا و قدر در نظام هستی آغاز می‌شود. استاد با نقد نگاه‌های رایج که قضا را امری مبهم و فاقد تشخص می‌دانند، بر لزوم درک تعین اطلاقی و سعه وجودی باری‌تعالی تأکید می‌کنند. در ادامه، مسیر نزول قضا به قدر و نقش واسطه‌ها در تحقق حوادث خارجی بررسی شده و ضمن اشاره به حقیقت بداء، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چگونه می‌توان در عین پذیرش اراده کلی الهی، به جزئیات و تعینات عالم نیز قائل بود. در بخش پایانی، با بهره‌گیری از تجربیات عرفانی و سیره بزرگان، به ثمرات عملی این نگاه در زندگی فردی، از جمله نحوه مواجهه با ناملایمات و حفظ استقلال نفسانی در برابر تعلقات مادی پرداخته شده است.

تبیین کیفیت قضا و قدر الهی

2
  • کیفیت قضاء و بداء

  • حالا صحبت در این است که این قضاى الهى آیا تعین خاص و تشخّص خاص است یااینکه یک امر مبهم و بدون هیچ جهتى هست؟! میل پروردگار و ارادۀ او تعلق گرفته است بر اینکه یک مصیبتى فرض کنید بر این بنده بیاید، همین به‌نحو کلى، حالا در آن مقام میل و اراده، نفس خصوصیت آن مصیبت لحاظ نشده است که آیا این مصیبت حصبه است یااینکه درد کمر است، شکستگى پا و سر و استخوان است یااینکه بیمارى کبد و قلب است یااینکه مصیبت ازدست دادن عزیزى است و امثال‌ذلک، و خصوصیت این مسئله لحاظ نشده است. این مسئله‌اى که عرض مى‌کنم خود بنده شنیده‌ام از خیلى افرادى که متصدى این مطالب هم هستند شنیده‌ام و همیشه این قضیه براى من جاى سؤال داشت از همان سابق که چطور در فرق بین قضاى الهى ما این مسئله را مشاهده مى‌کنیم که قضاى الهى یک مسئلۀ مبهمى است. مگر در همان‌جا نمى‌شود خود خصوصیت قضاء آن مصداق هم در آنجا ترسیم بشود؟! [نمی‌شود] همان مصداق خارجى هم در مسئلۀ قضاى الهى در آنجا شکل بگیرد؟! این چه مسئله‌اى است که براى تحقق خارج باید مراتب علمیۀ مختلفى تصور کنیم؛ اول یک مسئلۀ کلى بعد این نزول پیدا کند جزئى‌تر شود همین‌طور جزئى‌تر و جزئى‌تر تااینکه آنچه که در خارج تحقق پیدا مى‌کند ما اسم آن را قَدَر مى‌گذاریم، قَدَر یعنى اندازه! فرض کنید قضاى الهى بر این است که پاى این بشکند و چلاق شود و دیگر بلند نشود و خلق خدا ازدست او راحت شوند! اما اینکه حالا مى‌خواهد پایش بشکند از زانو بشکند یا از این وسط بشکند یا از این پا بشکند، این دیگر نیست؛ همین‌قدر پاى این بشکند و در خانه بیافتد و یک مدتى هم خودش راحت بشود هم بقیه ازدست او راحت شوند! این مقدار را قضاء مى‌گویند.

  • اما این که فرض کنید این ملائکه که دارند این قضاء را نازل مى‌کنند در این وسط با مسائلى که برخورد مى‌کند با حوادثى که براى او پیدا مى‌شود همین‌طور کم‌کم این قَدَر پیدا مى‌کند اول فرض کنید مى‌خورد به این نیمۀ ساق، حالا در این کیفیت بالاتر و پایین‌تر مجالسى که در اینجا ممکن است تشکیل شود، ارتباطاتى که ممکن است پیدا شود، دعایى پشت سر او باشد، نفرینى پشت سر او باشد، اینها همه باهم ضمّ و ضمیمه مى‌شوند تااینکه در اخیر این قضاء [به او] مى‌خورد و از یک‌جا مى‌افتد و این کاسۀ زانوى او ترک برمى‌دارد و مى‌گویند: باید که براى چند ماه پایت را حرکت ندهی. خب این نحوۀ نزولى که در اینجا آمده است دیگر اسمش را بداء گذاشتند، حالا راجع به بداء هم صحبت مى‌شود چون ایشان در این زمینه وارد شدند، البته ایشان راجع به بداء صحبت نمى‌کنند.