
جلسه ۷۳۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية صحبت در كيفيت تصوير مُثُل 18/3/1432
جلسه ۷۳۰
2یا مانند صدایی كه از وراء جدار به گوش میرسد و حكایت از وجود مثلا انسان میكند، در وراء جدار گر چه صدا دارای یك حقیقت متشخصهای برای خود است، ولی وجود انسان هم حقیقت متشخصه دیگری است و این دو لاینفك هستند، یعنی صدا بدون وجود انسان معنا ندارد ولكن این دو با همدیگر متفاوت هستند. نفس خود یك واقعیت خارجی است كه عبارت است از همان صورت مثالی، كه آن صورت مثالی به حقیقت خارجی ظهور پیدا كرده است و این ظهور در تمام مراتب اسماء و صفات به نحو كلی و به نحو جزئی سریان دارد، این مطلبی را كه عرض كردم بسیار مسئله مهم و دقیقی است كه در بحثی كه از امروز راجع به مسئله قضا و قدر شروع میكنیم در كلام مرحوم صاحب افق مبین مشاهده میشود. البته ایشان مرد بسیار اهل مكاشفهای هم بوده، مرحوم میرداماد اهل حال بوده، اهل مكاشفه بوده و حالاتی داشته و لذا از نقطه نظر مراتب روحی از عباراتش مطالبی به دست میآید، لذا خیلی هم با مطالب ایشان نبایستی به سادگی برخورد كرد، بایستی كه تأمل كرد، البته در توضیح كلام عرض میشود كه صاحب افق مبین ایشان بسیار بسیار به این نكته نزدیك شدهاند گرچه نسبت به آخرین نقطهای كه مورد نظر ما است ایشان مطلب را ناتمام گذاشتهاند علی كل حال خیلی ایشان با این مطلب جلو آمدهاند، این نكته همان نكتهای است كه انسان میتواند سریان اسماء و صفات كلیه را در جزئیات خارجیه و در حقایق خارجی كاملا احساس كند و این دوئیت را از میان بردارد و این فاصله را كم و حذف نماید و حقیقت ظهور را كاملا ادراك كند.
این كه مكرر در عبارات و در السنه بزرگان شما ظهور و ظاهر و مظهَر و مُظهِر مشاهده میكنید این چه واقعیتی است كه میخواهد نشان داده بشود؟ چه حقیقتی را میخواهند تبیین و توضیح بدهند؟ این آیا به معنای حكایت است؟ یا به معنای حضور است؟ ظهور به معنای حضور است، حضور الشیء، حضور خود حقیقة الشیء در این واقعه خارجی.
