
نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه
تبیین جایگاه عینیات در عالم مثال و نقد تأویلهای ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاههای مطرحشده پیرامون «مُثُل افلاطونی» میپردازد. بحث با تحلیل کلام معلم ثانی در توجیه مثل نوریه به عنوان کلیات طبیعی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا این حقایق تنها در ذهن تحقق دارند یا دارای وجودی عینی در عالم مثال هستند. استاد با تکیه بر شواهد شهودی و تجربی، بر این نکته تأکید میکند که صور ذهنی و تفکرات انسان، دارای وجودی عینی در عالم مثال منفصل بوده و اشراف بر ذهن افراد، ناشی از ارتباط با این واقعیتهای عینی است. در ادامه، ضمن نقد تأویلهای غیرواقعبینانه از کلام افلاطون، بر ضرورت تفکیک میان مباحث توحیدی و مسائل کلامی حسن و قبح تأکید شده و جایگاه ولایت تکوینی در این نظام هستیشناختی تبیین میگردد. این جلسه با تأکید بر رعایت ادب در نقد آراء فلاسفه و پرهیز از توجیهات غیرعلمی به پایان میرسد.
نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه
8و لو لم یکن لِکلماتِهم دلالة صریحة على أنَّ لِکل نوع موجوداً مجرداً شخصیاً فی العالمِ الإبداعِ لما شَنَعوا علیهم بِما نَقلَه الفارابی مِن أنَّه یجبُ مِن أقوالِهم أن یکونَ فی العقولِ خطوطٌ و سطوحٌ و أفلاکٌ ثُمَّ توجَد حرکات تلکَ الأفلاک و الأدوار.
اگر کلمات اینها بر این مسئله دلالت نداشتند که براى هر نوع یک فرد موجود و مجرد و مشخص در عالم هست، شخصى نهاینکه فقط ذهنى، [اگر سخنانشان نشانۀ روشنی از وجود انتزاعی و شخصی در دنیا نبود، آنها را بهخاطر آنچه فارابی گزارش کرده بود، نقد نمیکردند] و کلام فارابى دیگر در اینجا جایى نداشت [از گفتههایشان] لازم مىآید که در عقول [اذهان] خطوط [و صفحهها و کرهها باشد و سپس حرکات آن کرهها وجود داشته باشد] اینها همه مربوط به عالم خارج هستند. اگر مسئله فقط مسئلۀ ذهنى بود خب اشکال نداشت، در ذهن هم خط هست، سطح هست، اَشکال هست، همۀ اَشکال در ذهن هست و دیگر اِشکالى در اینجا نیست. افلاک، افلاک خارجى است و ما افلاک نورى نداریم.
و أن یوجَد هناکَ علومٌ مثلُ علمِ النجوم و علمِ اللحون و أصواتٌ مؤتلفةٌ و طبٌ و هندسةٌ و مقادیرُ مستقیمةٌ و آخر َمعوجةٌ و أشیاءُ باردةٌ و أشیاءُ حارةٌ.
[و اینکه علومی مانند علم طالع، علم نغمات، اصوات ترکیبی، طب، هندسه، مقادیر مستقیم و سایر چیزهای کج، چیزهای سرد و چیزهای گرم وجود دارد] اضافه بر این در آنجا علومى باشد خب علوم علومى است که در اینجا هست و دوتا که نداریم، یکى اینجا و یکى آن بالا و یکى وسط باشد! مثل علم نجوم و علم اللحون و علم اصوات مؤتلفه و ألحان که از آن تعبیر به موسیقا مىشود و طب و هندسه و مقادیر مستقیمه و... و همۀ کیفیات و همۀ اعراض و جواهر در آنجا هم مثل اینجا باشد.
و بِالجملةِ کیفیةٌ فاعلةٌ و منفعلةٌ و کلیاتٌ و جزویاتٌ و موادٌ و صورٌ فی شناعاتٍ أُخرَ.
