
نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه
تبیین جایگاه عینیات در عالم مثال و نقد تأویلهای ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاههای مطرحشده پیرامون «مُثُل افلاطونی» میپردازد. بحث با تحلیل کلام معلم ثانی در توجیه مثل نوریه به عنوان کلیات طبیعی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا این حقایق تنها در ذهن تحقق دارند یا دارای وجودی عینی در عالم مثال هستند. استاد با تکیه بر شواهد شهودی و تجربی، بر این نکته تأکید میکند که صور ذهنی و تفکرات انسان، دارای وجودی عینی در عالم مثال منفصل بوده و اشراف بر ذهن افراد، ناشی از ارتباط با این واقعیتهای عینی است. در ادامه، ضمن نقد تأویلهای غیرواقعبینانه از کلام افلاطون، بر ضرورت تفکیک میان مباحث توحیدی و مسائل کلامی حسن و قبح تأکید شده و جایگاه ولایت تکوینی در این نظام هستیشناختی تبیین میگردد. این جلسه با تأکید بر رعایت ادب در نقد آراء فلاسفه و پرهیز از توجیهات غیرعلمی به پایان میرسد.
نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه
7آنوقت شما نگاه کنید آقایان به این مطالب مىفرمایند: قِى کردههاى فلاسفه! آخر آدم باید این درد را کجا ببرد؟! کِى ما باید ادب یاد بگیریم؟! کِى باید واقعاً ادب یاد بگیریم؟! ما که دعوى شاگردى امام صادق علیهالسّلام را مىکنیم، اگر امام صادق این مطالب را در زمان خودش مىشنید، رو به اصحاب مىکرد و مىگفت: اینها قى کردۀ افلاطون است؟! این امام صادق ما است؟!
تلمیذ: هرمس شاگرد حضرت ادریس بود.
استاد: بله، اصلاً ما به احادیث کار نداریم. البته در روایت راجع به افلاطون1 و هرمس داریم هو رجلٌ موحدٌ الهىٌ کذا...2
ما اصلاً کارى به اینها نداریم و مىگوییم که اصلاً یک آدم کافر این حرفها را زد، آیا باید برای این حرفها و این مطالب این تعبیر را آورد؟! بگو: آقا این مسائل اشتباه است، جایى که ما امام صادق را داریم به اشتباهها و خطاهاى آنها نباید متمسک شویم. خیلى خب آنوقت صحبت مىکنیم که آیا اشتباه است یا نیست؟! چرا تعبیر به استفراغ میکنید؟! یا اصلاً معانى کلمات را نمىدانید چیست یا ... یعنى امام صادق مىآید اینطور به شما ادب یاد مىدهد که از این مطالب بزرگان با این تعبیر یاد کنید؟! ما از امام صادق این را بعید مىدانیم.
تلمیذ: در بعض کتب آمده که هرمس همان ادریس پیامبر است.3 ظاهراً از شیخ طوسی نقل شده است.
استاد: بله، البته بنده هم این را شنیدهام ولى آنچه که به نظر مىرسد قویتر باشد این است که هرمس شاگرد حضرت ادریس بود. علیٰکلّحال یا خودش بوده یا شاگردش بوده است. خب شاگرد نبى هم همین است.
هرمس میفرماید: احساس کردم یک حقیقت روحانیه... همان روح را دارد مىگوید، ﴿رُوحٗا مِّنۡ أَمۡرِنَا﴾،4 ﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي﴾5 در روایات نسبت به تعریف روح داریم: هو مَلِکٌ أعلىٰ مِن الملائکة المقربین.6
خلاصه هرمس میفرماید: احساس کردم یک حقیقت روحانیه معارف را به من القاء کرده است. فقلت مَن أنت؟! قال أنا طباعک التام؛ من همان حقیقت انسانیۀ تام تو هستم که همان حقیقت مثال نوری که آن نفس بهواسطۀ ارتقاء و تجرد طولى به آن مثال نورى خودش که ربط بین خود او و بین پروردگار است مىرسد.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مطلع انوار، ج 2، ص 277؛ نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 225..
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 71.
- . همان.
- . سوره شوریٰ (42) آیه 52. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 245:
«[و همچنین ما به سوى تو وحى فرستادیم] روح را که آن از امر ما بود.» - . سوره اسراء (17) آیه 85. امام شناسی، ج 12، ص 304:
«از تو اى پیامبر، چون از حقیقت روح بپرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است.» - . بصائر الدرجات، ج ۱، ص 456، با قدری اختلاف.
