اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه

تبیین جایگاه عینیات در عالم مثال و نقد تأویل‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه‌های مطرح‌شده پیرامون «مُثُل افلاطونی» می‌پردازد. بحث با تحلیل کلام معلم ثانی در توجیه مثل نوریه به عنوان کلیات طبیعی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا این حقایق تنها در ذهن تحقق دارند یا دارای وجودی عینی در عالم مثال هستند. استاد با تکیه بر شواهد شهودی و تجربی، بر این نکته تأکید می‌کند که صور ذهنی و تفکرات انسان، دارای وجودی عینی در عالم مثال منفصل بوده و اشراف بر ذهن افراد، ناشی از ارتباط با این واقعیت‌های عینی است. در ادامه، ضمن نقد تأویل‌های غیرواقع‌بینانه از کلام افلاطون، بر ضرورت تفکیک میان مباحث توحیدی و مسائل کلامی حسن و قبح تأکید شده و جایگاه ولایت تکوینی در این نظام هستی‌شناختی تبیین می‌گردد. این جلسه با تأکید بر رعایت ادب در نقد آراء فلاسفه و پرهیز از توجیهات غیرعلمی به پایان می‌رسد.

نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه

2
  • اشتراک حالات افراد در مراتب مختلفه

  • و همین‌طور این مطلب مطلبى است که دربارۀ اشتراک حالات افراد در مراتب مختلفه از بزرگان و از کتب اخلاق یا از کتب عرفان نظرى نقل شده است که چه‌بسا دیده شده است که افراد در یک آن، یک مطلب را تلقّى مى‌کنند به‌طوری که هیچ‌کدام اطلاع از دیگرى نداشته‌اند و این مسئله در آنجا مطرح شده است؛ در بحث عرفان نظرى و اتحاد و اشتراک در مسائل شهودى هست. به تجربه هم ما مسائلى از این قبیل را در میان بسیارى از افراد و دوستان خودمان دیده‌ایم. برگشت این مسئله به این است به‌واسطۀ آن ارتباطى که نفس رائى و مُدرِک با نفس مُدرَک پیدا مى‌کند این ارتباط باعث مى‌شود که یک واقعیت خارجى تحقق عینى و وحدت عینى پیدا کند؛ یعنى آن تفکرى که الآن شخص دارد و تخیلى که دارد، آن تخیل و آن توهم که مثال متصل او است، یک صورت مثال منفصل دارد که آن مثال منفصلش در مثال است و این شخص با اطلاع بر این و ارتباط با این مثال متصل، با آن صورت عینى مثال منفصل ارتباط پیدا مى‌کند و ارتباط با آن صورت به چه معنایى است؟! یعنى آیا او را مى‌بیند؟! خب دیدن در اینجا صحیح نیست یعنى همین دیدنى که در اینجا مى‌بیند، این دیدن در اینجا و این ربطى که در اینجا حاصل مى‌شود در یک آن، مسائل مختلفى باهم تحقق پیدا مى‌کند و در یک آن، صورت حصولى براى او حاصل مى‌شود و در همان آن، به‌واسطۀ صورت حصولی ربط حضورى براى او حاصل مى‌شود و در همان آن، به‌واسطۀ این ربط حصولى وحدت عینى خارجى حاصل مى‌شود ـ این وحدت عینى خارجى را درنظر داشته باشید که خیلى جاها به درد مى‌خورد ـ و وحدت عینى خارجى یعنى اتحاد علمى و اتحاد ادراک که از آن تعبیر به وحدت عقل و عاقل و معقول آورده مى‌شود که این بحث بعداً مى‌آید. این ظاهراً به‌عهدۀ فُرفوریوس بود و حکماى بعد از او در این مسئله به تحقیقات بهترى دست یافتند.