اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه

تبیین جایگاه عینیات در عالم مثال و نقد تأویل‌های ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه‌های مطرح‌شده پیرامون «مُثُل افلاطونی» می‌پردازد. بحث با تحلیل کلام معلم ثانی در توجیه مثل نوریه به عنوان کلیات طبیعی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا این حقایق تنها در ذهن تحقق دارند یا دارای وجودی عینی در عالم مثال هستند. استاد با تکیه بر شواهد شهودی و تجربی، بر این نکته تأکید می‌کند که صور ذهنی و تفکرات انسان، دارای وجودی عینی در عالم مثال منفصل بوده و اشراف بر ذهن افراد، ناشی از ارتباط با این واقعیت‌های عینی است. در ادامه، ضمن نقد تأویل‌های غیرواقع‌بینانه از کلام افلاطون، بر ضرورت تفکیک میان مباحث توحیدی و مسائل کلامی حسن و قبح تأکید شده و جایگاه ولایت تکوینی در این نظام هستی‌شناختی تبیین می‌گردد. این جلسه با تأکید بر رعایت ادب در نقد آراء فلاسفه و پرهیز از توجیهات غیرعلمی به پایان می‌رسد.

نقد و بررسی دیدگاه افلاطون درباره مثل نوریه

10
  • بعضى‌ها هستند که اصلاً کارشان توجیه است یعنى اصلاً توجیه نه به‌خاطر قصد قربت بلکه وقتى مى‌بینند کسى نقد کرده است از لج او مى‌آید این را توجیه مى‌کند! حالا خودش هم آن را قبول ندارد ولى اصلاً این یک نوع بیمارى است! خب بابا اشکال وارد است، قبول کن، چرا توجیه مى‌کنی؟! توجیه عجیب! یعنى فرض کنید طرف گفته: آب، مى‌گوید: سیب زمینی! آخر بابا آب با سیب زمینى چه ارتباطى دارد؟! یک هم‌چنین مسائلى به‌خصوص در مسائل فقهى و امثال‌ذلک خیلى دیده مى‌شود! خب اشتباه اشتباه است و نقد نقد است! انسان مى‌فهمد که این نقد است و دیگر لازم نیست که همه درست بگویند و همه اشتباه نکنند، همه اشتباه مى‌کنند، حرف درست مى‌زنند، وحى که به ما نیامده است تا صددرصد مطالب‌ ما باید مطالب صحیحى باشد.

  • تعریف از کتاب توحید علمى و عینی علامه طهرانی

  • تلمیذ: نسبت به کتاب توحید علمى و عینی ...

  • استاد: گاهى مزاح هم مى‌فرمودند! این خیلى کتاب عجیبى است. خیلى واقعاً هردوى اینها ـ چه مرحوم کمپانی و چه مرحوم آقاسید احمد ـ چقدر بزرگ بودند و واقعاً آدم بیاید یک هم‌چنین افراد و اشخاصى را مثل مرحوم کمپانى و آقا سید احمدکربلایى که آقا شیخ آغابزرگ طهرانى در کتاب نقباء البشر دارد:

  • افسوس ما نتوانستیم از این مرد بزرگ استفاده کنیم و حالاتى داشت که کسى از آن حالات اطلاع نداشت.1

  • با تعبیرات بسیار رکیک از اینها یاد کند که چه؟! یعنى چه؟! یعنى ضعف خودمان را مى‌خواهیم جبران کنیم؟! گربه دستش به گوشت نمى‌رسد مى‌گفت: بو مى‌دهد! ضعف خودمان را مى‌خواهیم جبران کنیم؟! ادب خودمان را مى‌خواهیم برسانیم؟! فرهنگ خودمان را مى‌خواهیم صادر کنیم؟! این فرهنگ را مى‌خواهیم به دنیا صادر کنیم که اى مردم دنیا ببینید که امام ما و امام صادق ما چه ادبى نسبت به افلاطون داشت! چه ادبى نسبت به فلاسفۀ ما داشت! چه ادبى نسبت به علامه طباطبایی داشت! چه ادبى نسبت به مرحوم آقا شیخ محمدحسین کمپانی داشت! بیایید تماشا کنید! واقعاً اینها باید شرم کنند و آن بى اصالتى خودشان را به پاى امام صادق نریزند و از ائمۀ ما خرج نکنند. بله، والاّ پسرش امام زمان ساکت نمى‌نشیند و حساب همه را دستشان مى‌دهد! همین‌طوری هر کسى بخواهد هر چیزى را بگوید و هر حرفى را بزند و خود را مُجاز ببیند براى اینکه در هر جایى بخواهد دخالت کند [نمی‌شود]!

    1. توحید علمی و عینی، ص 20. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به طبقات أعلام الشیعة، ج 1، ص 88.