
جلسه ۷۲۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از توجیه معلم ثانی از کلام افلاطون نکتهها و گفتههای استاد: تذکرات ـ 4/2/1432
جلسه ۷۲۹
6علی را ضربتی کاری نمیشد *** گمانم ابن ملجم یا علی گفت از این اشعاری كه میگویند خب توجیحات هم دارد، به این كیفیت میشود، یا این كه آن قاتل دارد با همان ولایت این كار را انجام میدهد، میگویند آقا چطور ممكن است كه یكی ولی باشد و ولایت داشته باشد و بعد هم به قاتل اجازه بدهد كه بزن بر سر من، و من را بكُش؟ این حرفها چیست؟ این چرت و پرتها چیست؟ این مسئله به این برمیگردد كه تا اراده ولی نباشد آن نمیتواند مژه بر هم بگذارد، چه برسد به این كه بخواهد كه دست ببرد و شمشیر را از غلاف دربیاورد و بر سر بزند.
و همین طور در همه این مسائل این وحدت باید حاصل بشود و وحدت كاری به خوبی و بدی هم ندارد، كه حالا فرض كنید كه چون این وحدت حاصل شده است پس ابن ملجم مؤمن است! نه! ابن ملجم همان كافر و قسی و شقی هست و آن به جای خودش، صحبت در وحدت است وحدت یعنی اتحاد در عالم وجود، اتحاد در عالم وجود یك مسئله است و قضیه حسن و قبح یك مسئله دیگر است، فرض كنید كه تا این چاقو تیز نباشد نمیتواند یك شیء را به دو نیم كند، باید تیز باشد، تیز بودن چاقو و به دو نیم شدن یك شیء خارجی این یك امری است كه شرایط خاص خود را میطلبد، حالا این كار بد است یا خوب است، این دخلی به نفس فعل خارجی ندارد، اگر این كار بد است ولی چاقو كُند است انجام نمیشود، اگر این كار خوب است و آن شیء خارجی خیلی سفت باشد باز هم این مسئله انجام نمیشود، بد و خوب بودن اصلا در این جا راه ندارد.
این دیدگاه است كه مسئله دیدگاه توحیدی را با مسائل حسن و قبح كلامی جدا میكند و هر كدام آن را در جای خود قرار میدهد لذا این باعث شده است كه اشتباه در این جا پیدا شود و خلط پیدا شود و مباحث ارزشی و كلامی در قضایا و مبانی توحیدی سرایت پیدا كند و تبدیل به یك آش شله قلمكاری بشود كه یا از این طرف انكار شود یا از آن طرف انكار شود، یا این كه طرف اصلا گیج بزند و برود در جاهای دیگر (تیمارستان). بعضی از افراد كه مسائل برایشان مشكل بود، خلاصه زده بود به بالاخانهشان و دیگر نیاز به دوا و درمان داشتند، از همین افراد آقا میرزا مهدی اصفهانی بود كه زده بود به كلهاش و داغ كرده بود، مرحوم نائینی ایشان را فرستادند در تهران كه بیایند و آب و هوایی عوض بكنند و معلوم میشد این حرفهایی كه میزده هم همه بیریشه و بیحساب نبوده، این مسائلی داشته كه باید یك اصلی داشته باشد، یك مبدأ داشته باشد، بقیه این چرت و پرتها ... خب این مطالب هر كدام بایستی كه جایگاه خودش را داشته باشد.
