
جلسه ۷۲۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه بحث از توجیه معلم ثانی از کلام افلاطون نکتهها و گفتههای استاد: تذکرات ـ 4/2/1432
جلسه ۷۲۹
4و همین طور این مطلب مطلبی است كه درباره اشتراك حالات افراد در مراتب مختلفه از بزرگان و از كتب اخلاق یا از كتب عرفان نظری نقل شده است كه چه بسا دیده شده است كه افراد در یك آن، یك مطلب را تلقی میكنند به طوری كه هیچ كدام اطلاع از دیگری نداشتهاند این مسئله در آن جا مطرح شده است، در بحث عرفان نظری و اتحاد و اشتراك در مسائل شهودی در آن جا است. به تجربه هم ما مسائلی از این قبیل را در میان بسیاری از افراد و دوستان خودمان دیدهایم. این مسئله برگشتش به این است به واسطه آن ارتباطی كه نفس رائی و مُدرِك با نفس مُدرَك پیدا میكند این ارتباط باعث میشود كه یك واقعیت خارجی تحقق عینی و وحدت عینی پیدا كند؛ یعنی آن تفكری كه الان شخص دارد و تخیلی كه دارد، آن تخیل و آن توهم كه مثال متصل او است، یك صورت مثال منفصل دارد، كه آن مثال منفصل در مثال است، این شخص با اطلاع بر این و ارتباط با این مثال متصل، با آن صورت عینی مثال منفصل ارتباط پیدا میكند، ارتباط با آن صورت به چه معنایی است؟ یعنی آیا او را میبیند؟ خب دیدن در این جا صحیح نیست، یعنی همین دیدنی كه در این جا میبیند، این دیدن در اینجا و این ربطی كه در اینجا حاصل میشود در یك آن مسائل مختلفی با هم تحقق پیدا میكند، در یك آن صورت حصولی برای او حاصل میشود و در همان آن به واسطه صورت حصولی، ربط حضوری برای او حاصل میشود و در همان آن به واسطه این ربط حصولی وحدت عینی خارجی حاصل میشود، این وحدت عینی خارجی را در نظر داشته باشید كه خیلی جاها به درد میخورد. وحدت عینی خارجی یعنی اتحاد علمی و اتحاد ادراك، كه از آن تعبیر به وحدت عقل و عاقل و معقول آورده میشود كه این بحث بعدا میآید كه ظاهرا به عهده فرفیوس بود و بعدا حكمای بعد از او در این مسئله به تحقیقات بهتری دست یافتند.
