اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

پرهیز از تخریب شخصیت‌های علمی با تکیه بر شایعات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیت‌های بزرگ علمی و فلسفی می‌پردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بی‌اساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت می‌گیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزش‌ها معرفی کرده و خاطرنشان می‌کنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوت‌های اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ به‌عنوان ابزاری برای شناخت جریان‌ها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه می‌گردد.

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

1
  • درس هفتصد و بیست و هشتم

  • نقد توجیه و تفسیر بیانات افلاطون از بوعلى و معلم ثانی‌ (2)‌

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • فإن قیل المَشهور أنَّ أفلاطونَ أثبتَ الجواهرَ العقلیةِ فی الأعیان بِحیثِ هیَ ماهیاتٌ کلیاتٌ لِلأفرادِ الخارِجیة.

  • قُلتُ: لَعلَّ مُرادَهُ بِالأعیانِ العُقول‌ فإنَّها أعیانُ العالمِ الحسّی.1

  • این کلام که در ‌دنبالۀ کلام معلم ثانى ذکر شده است، در بیان تأویل مُثُل افلاطونى از اعیان خارجی به مفاهیم ذهنى و کلیات طبیعى و عقلى است. در بحث جلسۀ قبل خدمت رفقا عرض شد که اگر ما بخواهیم معتقد به عدم استثناء در قواعد کلیۀ عقلیه باشیم، نمى‌توانیم مسئلۀ استناد افعال خارجى و اتّکاءِ آنها را به علت خود که وجود مثالى است و بالتّبع سایر مراتب طولیه را از استناد حقایق ذهنیه جدا کنیم و آنها را مستند به خود فاعل و وجود نفسى بدانیم و از دایرۀ حکم عقل و دلیلِ نقل و شهودِ اهلِ کشف، نسبت به این استناد سر باز بزنیم.

  • منظور از اهل باطن

  • چنانچه این مسئله مسلّم و مشخّص است هم در مسائلى که اهل باطن... مقصود از اهل باطن، نه اهل حق و اشخاصى که در مسیر حق به انکشاف و بصیرت باطنى مى‌رسند بلکه منظور افرادى هستند که مى‌توانند با عبور از ظاهر به بعضى و برخى از مطالب باطنى اطلاع پیدا کنند گرچه اصلاً مسلمان هم نباشند و زیاد هم هستند.

  • آثار وجودى إنسان بِما هوَ إنسان

  • همان‌طوری‌که تمام بزرگان نسبت به این مسئله اشاره کردند، این مسئله از آثار وجودى إنسان بِما هوَ إنسان است نه إنسان بِما هوَ مُسلمان، نه إنسان بِما هوَ شیعی، و نه إنسان بِما هوَ مُؤمنٌ و مُلتزم. همان‌طوری‌که إنسان بِما هوَ إنسان از قواى ظاهرى برخوردار است؛ چشم و گوش و قدرت دارد، چه کافر باشد و چه مسلمان باشد حتى ممکن است زور و قدرت کافر بیشتر باشد و پهلوان‌تر از فرد مسلمان باشد و اقتدارش بیشتر باشد. ممکن است کافر باشد و نور چشمش از یک فرد مسلمان بیشتر باشد. ممکن است کسی کافر باشد و حس شنوایى و سمع او قوی‌تر باشد، این هیچ منعى ندارد از اینکه افراد مختلف برحسب شاکلۀ وجودى خودشان داراى مراتب مختلف باشند و بعضی از آنها اشدّ باشند. ممکن است یک نفر کافر باشد و حافظۀ او بسیار بسیار قوی‌تر از یک فرد مسلمان باشد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 49.