اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیت‌های بزرگ علمی و فلسفی می‌پردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بی‌اساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت می‌گیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزش‌ها معرفی کرده و خاطرنشان می‌کنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوت‌های اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ به‌عنوان ابزاری برای شناخت جریان‌ها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه می‌گردد.

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد رفتارهای غیرمنصفانه و غیراخلاقی در مواجهه با شخصیت‌های بزرگ علمی و فلسفی می‌پردازند. محور اصلی بحث، لزوم حفظ ادب و متانت در مباحث علمی و پرهیز از نسبت دادن اتهامات بی‌اساس به بزرگان است که متأسفانه گاهی از سوی برخی افراد به نام دین و مذهب صورت می‌گیرد. ایشان با تأکید بر سیره اهل‌بیت علیهم‌السّلام، مکتب تشیع را مکتب احترام، حریت و تعظیم ارزش‌ها معرفی کرده و خاطرنشان می‌کنند که دفاع از دین نباید به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق و اهانت به دیگران تمام شود. در ادامه، با اشاره به اهمیت تحقیق و تفکر مستقل، بر ضرورت عبور از فضای احساسی و تخیلات در قضاوت‌های اجتماعی و علمی تأکید شده و مطالعه دقیق تاریخ به‌عنوان ابزاری برای شناخت جریان‌ها و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته توصیه می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ضرورت رعایت ادب و انصاف در نقد بزرگان

11
  • امانت‌داری در کلام و سیرۀ ائمه علیهم‌السّلام

  • امام سجاد علیه‌السّلام مى‌گوید:

  • آن شمشیرى که با آن پدر من را به قتل رساندند اگر امروز بیایند به من امانت بدهند من دست صاحبش برمى‌گردانم!1

  • چون این امانت الآن فی‌حدّنفسه جایگاه خودش را در ارزش‌ها دارد! دیروز با این شمشیر پدر من به قتل رسید خب این برای دیروز بود، تمام شد. صحنۀ دیروز برای دیروز است و حساب‌وکتاب آن‌هم با خداست و خدا پدر هر کسى که این جنایت و خلاف را انجام داده است، درمى‌آورد ولی خود شمشیر که گناهى نکرده است، شمشیر شمشیر است مثل سایر چیزهاى دیگر. این شمشیر امانت به ‌‌دست من داده شده است و این امانت یک ارزشى است که این ارزش در کنار سایر ارزش‌ها باید مورد توجه قرار بگیرد و من به این ارزش اعتماد مى‌کنم. این کلام خیلی کلام عجیبى است! اصلاً هرکدام از این کلمات ائمه یک پتک است و یک چکش است!

  • لزوم رعایت ارزش‌ها

  • حضرت مى‌فرماید که در همه‌حال باید رعایت ارزش‌ها را داشته باشیم و نباید به گذشته و آینده نگاه کنیم. الآن باید ببینى که چه باید بکنی، خیلى خب الآن این امانت است که در دست من هست، مى‌دانم که این برای اوست و آمد دست من امانت داد که آقا این یک ساعت اینجا باشد من مى‌روم و برمی‌گردم. خیلى خب بیا امانت آنجاست بردار ببر. این مکتب مکتب ما است یعنی مکتب اهل‌بیت ما این‌طوری است، نه‌اینکه حالا هر کسی به هر کیفیتى و به هر شکلى و به هر قِسمى [بیاید عمل کند]. علاوه ‌بر آن مگر امام صادق علیه‌السّلام فقط از روایات دماء ثلاثه و اغسال واجب و مستحب آمده براى اصحابش بیان کرده است؟! در کلمات امام صادق از احکام جزئی هست تا مبانى اعتقادی هست، چه کسی آن مبانى اعتقادیه را مى‌فهمد؟! چه کسی آن خطب نهج‌البلاغه را ـ حضرت آقایى که دارید این‌طور جسارت مى‌کنید ـ مى‌فهمد؟! چه کسی اینها را بدون خواندن فلسفه مى‌فهمد؟! چه کسی مى‌فهمد؟! اگر شخصى فلسفه نخواند، همین قِى کرده‌هاى فلاسفۀ یونان را نخواند، با خواندن فقه و اصول و طرز رعایت دماء ثلاثه مگر مى‌شود آن خطبات توحیدى امیرالمؤمنین و موسى بن جعفر و امام صادق و امام رضا علیهم‌السّلام را فهمید؟! مگر به حرف است؟! خب مگر به حرف است؟! مگر مى‌شود ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾2 و آیات توحیدیه را فهمید؟! آن روایت امام سجاد علیه‌السّلام که [می‌فرمایند:] بعضى‌ها در آخرالزمان خواهند آمد که به این مبانى و حقایق توحیدیۀ این آیات دسترسى پیدا مى‌کنند.3 پس این کلام امام سجاد برای چه زمانی است؟! مگر فقهاء در این زمانه نبودند؟ مگر نبودند؟ آیا صاحب جواهر معناى «داخلٌ فِى الأشیاءِ لا بالممازجة»4 را مى‌فهمد؟! آیا صاحب جواهر با آن جواهر چهل‌جلدی خودش معناى آیات سورۀ حدید ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ﴾5 را مى‌فهمد؟! جناب صاحب جواهر فقیه اهل‌بیتِ شما از ظاهر و باطن چه تفسیرى مى‌کند؟! چه مى‌فهمد؟! ما دیدیم دیگر! توضیحات افراد را مى‌بینیم و مسائل افراد را داریم مى‌بینیم. همۀ آنها در یک شبهۀ ابن‌کمونه6 مانده‌اند و مى‌گویند که راهى براى پاسخ این نیست! فقط صدرالمتألهین آمده پاسخ این را داده است! پس چه مى‌گویید که قِى کرده است؟! این حرف‌ها چیست؟! خود فقهاى شما دارند اعتراف مى‌کنند که به غیر از برهان صدّیقین راهى براى پاسخ به شبهۀ ابن‌کمونه نیست، مگر نمى‌گویند؟! مگر خود فقهاى شما نمى‌گویند؟! آیا صحیح است که یک شخص بیاید این‌طور به این مطالب جسارت کند؟!

    1. . الأمالی، شیخ صدوق، ص ٢٤٦. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به عنوان بصری، ج 6، ص 452.
    2. . سوره توحید (112) آیه 1. الله شناسى، ج ‌2، ص 217:
      «بگو: اوست الله احد.»
    3. . التوحید، شیخ صدوق، ص 283؛ بحارالأنوار، ج 3، ص 263. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مطلع انوار، ج 8 ، ص 135.
    4. . شرح الاسماء الحسنى، ج 2، ص 96.
    5. . سوره حدید (57) آیه 3.
      ترجمه: «اول و آخر هستى و پیدا و پنهان وجود همه اوست.» (محقق)
    6. . جهت اطلاع رجوع شود به الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ١٣٢؛ شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥١٣ ـ ٥١٧؛ الله شناسی، ج ٣، ص ١٨٩ ـ ١٩٠.
/