اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية دنباله كلام معلم ثاني نکته‌ها و گفته‌های استاد: ـ 30/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۸

7
  •  خب عبارات فصوص آسان نیست، فصوص درس می‌خواهد، بحث می‌خواهد، یك دوره فلسفه ده ساله می‌خواهد، تازه اگر كسی بفهمد یا نفهمد، آن وقت ما می‌آییم مسائلی را نقل می‌كنیم و بعد هم معنای دیگری می‌كنیم و می‌گوییم منظور محی الدین این بوده است!! از تحقق ثابتات در نفس نبی به یك نحو دیگری تعبیر آورده است و به واسطه همین عدم ادراك صحیح دچار تناقضات و دچار تضادهایی در عبارت شده است، یك جا یك جور، یك جا یك جور دیگر، از این شاخه به آن شاخه، در مسائل علمی و در مباحث فنی و علمی‌كه جای سب و فحش و اینها نیست، اینها مال افراد عجزه است، خب آقاجان بلند شو بیا به جای این كه دو ماه درس بدهید، بیایید یك مناظره كنید در مسائل، در مبانی، در همه جا تا افراد بفهمند. همین كه ما از اول فلان تا آخر فلان درس می‌دهیم این دلیل نشد، بنده اسفار را می‌گذارم جلوی سركار می‌گویم بخوان اگر توانستی بخوانی و معنای صحیح كنی من عمامه را از سرم برمی‌دارم می‌گذارم زمین از فردا با كت و شلوار راه می‌روم، چیه این حرفها؟ آخر هر كسی مگر اسفار می‌فهمد؟ مگر هر كسی ... با حرف زدن كه كار درست نمی‌شود، و وقتی هم كه اشكال و ایرادی وارد شد آدم همین طوری كله را عین بز بیاندازد پایین.

  •  الان موقعیت دنیا تغییر كرده است، بخواهی نخواهی این حركت رودخانه‌ای ما را به سوی دریای حریت و آزادی و بحث علمی می‌كشاند و ما نمی‌توانیم بر خلاف مسیر رودخانه حركت كنیم، دست و پای بی‌جا می‌زنیم و خود را خسته می‌كنیم و از نفس می‌اندازیم و از آن جایی كه قدرت مقابله با جریان آب را نداریم، جریان ما را در آن دریا خواهد انداخت. باید به فكر آن روز باشیم، مسائل و قضایا خواهی نخواهی به سمت و سویی رفته است كه باید برای مطالب پاسخی یافته شود همین طور در این گونه مطالب نیز، انسان باید خود را با آن چه كه مكتب اهل بیت به ما آموخته وفق بدهد، اگر ندهد رودخانه ما را به دریا می اندازد و جریان آب ما را به نقطه غیر متوقع‌مان خواهد رساند نقطه‌ای كه در آن توقع نداریم، نقطه تنهایی و نقطه و جایگاه غربت، رها شدن، عدم وجود مستمسك، و عدم وجود متّكا و عدم وجود ملجأ تمام اینها به خاطر این است كه به امروز خود فكر نكردیم، و همین طور مسائل دیگر را این قدر پر و بال دادن و خودشان هم می‌گویند نتیجه و ثمره‌ای بر این گونه مسائل مترتب نیست! ایراد ندارد! اما آمدن و در مسائل توحیدی بحث كردن تا هم بینش خود را بالا بردن و هم پاسخ دشمنان اسلام را دادن قی حساب می‌شود؟! استفراغ حساب می‌شود؟!