اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية دنباله كلام معلم ثاني نکته‌ها و گفته‌های استاد: ـ 30/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۸

1
  • دنباله كلام معلم ثانی

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فإن قیل: إنّ افلاطون اثبت ألجواهر العقلیه فی الأعیان هی بحیث ماهیات کلیات للأفراد الخارجیه. قلت: لعلّ مراده بالاعیان العقول فإنها اعیان العالم الحسی.

  •  این كلام كه در دنباله كلام معلم ثانی ذكر شده است. به دنبال بیان تقریر مُثُل افلاطونی از اعیان خارجی، كه مفاهیم ذهنی و كلیات طبیعی و عقلی است، در بحث دیروز خدمت رفقا عرض شد كه اگر ما بخواهیم معتقد به عدم استثناء در قواعد كلیه عقلیه باشیم، نمی‌توانیم مسئله استناد افعال خارجی و اتكاء آنها را به علت خود كه حضور مثالی است و بالتّبع سایر مراتب طولیه را از استناد حقایق ذهنیه جدا كنیم و آنها را مستند به خود فاعل و وجود نفسی بدانیم و از دایره حكم عقل و دلیل نقل و شهود اهل كشف نسبت به این استناد سر باز بزنیم، چنان چه این مسئله مسلم است و مشخص است هم در مسائلی كه اهل باطن ...

  •  مقصود از اهل باطن، نه اهل حق و اشخاصی كه در مسیر حق به انكشاف و بصیرت باطنی می‌رسند، منظور افرادی هستند كه می‌توانند با عبور از ظاهر به بعضی و برخی از مطالب باطنی اطلاع پیدا كنند گرچه اصلا مسلمان هم نباشند و زیاد هم هستند و این مسئله همان طوری كه تمام بزرگان نسبت به او اشاره كردند این مسئله از آثار وجودی انسان بما هو انسان است نه انسان بما هو مسلمان، نه انسان بما هو شیعی، و نه انسان بما هو مؤمن و ملتزم، همان طوری كه انسان بما هو انسان از قوای ظاهری برخوردار است و چشم دارد، گوش دارد، قدرت دارد، چه كافر باشد، چه مسلمان باشد، و حتی ممكن است كافر زورش بیشتر باشد، قدرت او بیشتر باشد، پهلوان تر باشد از فرد مسلمان، و اقتدارش بیشتر باشد، ممكن است كافر باشد و نور چشم او بیشتر باشد از یك فرد مسلمان، ممكن است كافر باشد حس شنوایی و سمع او قویتر باشد، هیچ منعی ندارد از این كه افراد مختلف بر حسب شاكله وجودی خودشان دارای مراتب مختلف باشند و برخی از آنها اشدّ باشند، ممكن است یك نفر كافر باشد و حافظه او بسیار بسیار قویتر باشد از یك فرد مسلمان، خب این مسلمانها كه از اول مسلمان نبودند، بعد مسلمان می‌شوند، البته غیر از آنهایی كه اسلام فطری دارند، اینها همه مشرك بودند، كافر بودند، بعد حق را می‌پذیرند و اسلام می‌آورند، آن حقیقت انسانی به جای خودش محفوظ است.