
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
1المرحلة الرابعة فی الماهیة و لواحقها، وفیه فصول:
الفصل التاسع: فی المثل
نقد توجیه و تفسیر بیانات افلاطون از بوعلی و معلم ثانی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فان قیل المشهود ان افلاطون اثبت الجواهر العقلیه فی الاعیان بحیث هی ماهیات کلیات لافراد الخارجیه. قلت: لان مراده بالاعیان العقول.
راجع به توجیه و تفسیر بیانات افلاطون از بوعلی و همین طور از معلم ثانی مطالبی عرض شد و مرحوم آخوند فرمودند كه این مطالب از مراد و مفهوم كلام افلاطون مستبعد است و افرادی كه خواستند این مثل را تأویل كنند به حقایق كلیه و ماهیات كلیه در اشتباه هستند. زیرا ماهیات كلیه وجود عینی ندارند بلكه وجود آنها وجود فی الاذهان است و تحقق خارجی برای آنها متصور نیست البته آن را در این جا ذكر نكردند ولیكن خب مستفاد میشود كه ماهیات كلیه دارای مفاهیم مبهمه هستند بدون عرض خاص و بدون كیف خاص و آن عرض شامل همه انواع از اعراض لازمه برای تعینات جزئیه خارجیه است و بدون آن اعراض جزئی در خارج محقق نمیشود گرچه خود عرض تابع جوهر است ولی در وجود خارجی مقارن و لازمه خود آن جزئی و عین خارجی است.
از این نقطه نظر وقتی كه شما یك ماهیت كلیه را در ذهن تصور میكنید هیچ گاه به جزئیات خارجیه توجه نمیكنید بلكه به همان حقیقت نوعیه او توجه میكنید و آن حقیقت نوعیه دارای عرض نیست بلكه همان نفس الجنسیه كه باعث امتیاز این اعیان جزئیه خارجیه از سایر جزئیات دیگر كه در تحت نوع دیگر و فصل دیگر هستند.
لذا وقتی كه شما یك برنج میگویید و در ذهن برنج راتصور میكنید برنج شكسته در نظرتان نمیآید یا برنج خاص در نظر نمیآید برنج این كشور یا برنج كشور دیگر، در خود این كشور برنجهای متفاوت و اقسام متفاوتش در نظر نمیآید، یك واقعیتی در نظر میآید كه آن واقعیت حتی شكل هم ندارد، یك شكل ابهامیدارد تا چه برسد به لون آن، تا چه برسد به كمّ آن و تا چه رسد به طعمش و با تعریه آن ماهیت از آن خصوصیت، شما آن واقعیت را در ذهن میآورید.
