
حقیقت صورتهای برزخی و تجسم اعمال
تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی میپردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی میرسد که چگونه صورتهای ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند میخورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح میدهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورتهای برزخی انسانها پرداخته میشود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر میدهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه میگردد.
حقیقت صورتهای برزخی و تجسم اعمال
6کیفیت واقعیت خارجیۀ شَبَه
حالا صحبت در این است که وقتى که ما آن شَبه را در خارج مىبینیم، با همان برهانى که نسبت به اتحاد بین صورت مثالیه و همان حقیقت خارجیه عرض کردم آیا این شبهى که الآن براى من مجسم است یک واقعیت خارجیه دارد یا ندارد؟ واقعیت خارجى یعنى یک حقیقت وجودیه. نفس تصور شبه در ذهن به علم حصولى و وجود ذهنی، واقعةٌ خارِجیَةٌ و عَینٌ ثابِتةٌ فِى الذِهنِ و فىِ الوجود است. همین تصورى که الآن در ذهن هست، این یک واقعیت خارجیه است این به چه چیزی بند است؟ سکۀ این واقعیت خارجیه به چه نحوى ضرب شده است؟ در آن شیء خارجى مشخص است که صورت عینى آن همان مثال است اما اینکه من الآن در ذهن دارم و در ذهن تصور کردم به چه چیزى وصل شده است؟ این الآن به چه صورت مثالى متصل است؟ این صورت مثالى ذهنى من الآن به یک صورت مثالى حقیقى در عالم مثال و در عالم برزخ متصل است که این عین اوست، عین آن صورت مثالى او در آنجاست که آن صورت مثالى گاه اصلاً با آن صورت مثال حقیقى ارتباط ندارد که این در آنجایى است که اصلاً بهطورکلی علم در اینجا غیر از علم بوده است و فقط یک تصور ذهنى و جهل بوده است که در اینجا علم پنداشته شده است. مثل اینکه شما چشمتان ضعیف است و یک انسان را بهصورت چهارپا مىبینید.
صورت مثالی بعضی از انسانها به شکل چهارپا
البته خیلى از انسانها هستند که چهارپا هستند و نقل مىکنند وقتى که چشم برزخى خیلى از بزرگان باز شود خیلی از این افراد را بهصورت چهارپا مىبینند یعنى چهار دست و پا منظور است نه چهارپا که بهعنوان حمار و این چیزها باشد، بعضى را به صورت ذئب مىبینند، بعضىها را به صورت سگ مىبینند، بعضىها را به صورت خروس و بعضى را به صورت روباه میبینند، آنهایی که مکّار و حقهباز و متقلب هستند به صورت روباه هستند یعنى وقتى که آدم صورت برزخى آنها را نگاه کند، این متقلّبها آنهایی که تقلب مىکنند صورت برزخى اینها روباه است. هروقت کسى را از این قسم دیدید فوراً یک ماسک روباه را صاف به سر و صورت او بچسبانید! معلوم مىشود اینهایى که دروغگو هستند و اصلاً دروغ گفتن، ذاتى و جبلّى آنها شده است صورت مثالى آنها صورت شغال و روباه و امثالذلک است. آنهایى که اهل شهوت هستند صورت مثالى خوک دارند. آنهایى که اهل جنایت هستند، آدم مىکشند، بیرحم هستند و قساوت قلب دارند، صورت مثالى آنها سگ، گرگ، ببر و پلنگ است. اینها واقعیات خارجى است هان!
