اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

4
  • بیان برهان برای وجود ذهنی

  • هر کدام از این صورت‌هایى که الآن در ذهن تصور مى‌کنیم یک مقدار از مثال را گرفته است. آیا مى‌توانیم آن صورتى را تصور کنیم که کاملاً در ذهن هست و به‌طور دقیق و روشن منطبق بر صورت مثالى است ولکن آن صورت جزئیه [این‌طور نیست؟] پس این صورت جزئیه به چه چیزى اتصال دارد؟ وقتى که ما مى‌گوییم: ادراک عبارت از اتصال ذهن و اتصال نفس به آن صورت منفصل برزخى و مثالی است، چطور شد وقتى که اشراف تام باشد اتصال هست ولى اگر اشراف ناقص [باشد صحیح است؟] اتصال نیست؟ اگر اتصال نیست پس از کجا این صورت مجرده براى انسان حاصل مى‌شود؟! درحالی‌که نفس و برهانِ براى وجود ذهنى که عبارت از تجرد علم و تجرد ادراک است، در کجا صادق است؟ آیا در آنجایى که اطلاع و اشراف تام باشد [صادق است]؟ اگر این‌طور است اصلاً شما چه کسى را سراغ دارید که‌ بر حقایق خارجیه اشراف تام داشته باشد؟! آنچه که ما مى‌بینیم فقط یک ظاهرى است از آن اطرافیان و اشیاء خود و آنچه را که مورد مشاهد ما است و به قول بوعلى ـ رحمةالله‌علیه ـ ایشان مى‌فرماید: چه کسى مى‌تواند بر آن فصل ممیز اشیاء که حقیقت نوعیۀ اشیاء به او قائم است اشراف داشته باشد؟1 غیر از علاّم الغیوب که فقط او مى‌داند که چه خلق کرده است و چه در سرشت او تخمیر نموده است، او فقط مى‌تواند و بعضى از خواص درگاه حق که آنها اطلاع و اشراف دارند مثل حجج الهیه که واسطۀ فیض بین آن مقام اراده و مشیت و عالم اعیان و شهادت هستند، آنها فقط مى‌توانند ولى دیگران نسبت به این مسئله اطلاع ندارند و ما در اینجا آن اولیاى الهى و کسانی که نسبت به این مسئله [اطلاع دارند] را به‌نحو استثناء موضوعى، خارج کردیم. والاّ براى سایر افراد اصلاً نباید بگوییم که هیچ نوع اطلاعى داشته باشند و این غلط است چون اگر هیچ نوع اطلاع نباشد پس این نظام عالم چطور مى‌گردد؟! پس این دادوستدها بر چه اساسى است؟! پس این ممیزات روى چه جهتى دور مى‌زند؟! که طبعاً اینها نمى‌تواند یک توجیه صحیحى داشته باشد.

    1. . التعلیقات، بوعلی سینا، ص ٣٤.