اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

تبیین جایگاه ادراک و عالم مثال در تجسم باطنی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

3
  • اما صحبت در این است که آن صورى را که ذهن ترسیم مى‌کند از کجاست؟ خب گاهى اوقات ذهن یک صور واقعیه را ترسیم مى‌کند مثل این صورت‌ها و اشیائى که الآن در این اتاق هست، انسان اینها را به ذهن مى‌آورد و اگر شما چشمتان را ببندید یک‌به‌یک مى‌گویید که در کنار دست شما چه کسى نشسته است، این‌طرف چه کسی نشسته است، جلویتان چه چیزهایى هست و آن اشیائى که در این اتاق هست را یکى‌یکی بیان مى‌کنید بااینکه چشم شما بسته است؛ یعنى از حقایق خارجی صورت‌بردارى کردید و آن صورت را در ذهن و ذاکرۀ خود حفظ کردید و بعد آن صورت را بیان مى‌کنید به‌طوری‌که با آنچه که در خارج هست مو نمى‌زند. این یک واقعیت خارجى است و مى‌توانیم بگوییم که این حقیقت ذهنیه با حقیقت مثالیۀ این اشیاء خارجى در اینجا اتحاد دارد و یکى است. حالا به هر مقدار که شما نزدیک شدید و به هر مقدار که به آن واقعیت، اشراف و اطلاع پیدا کردید به همان مقدار خودتان را به مثال آن شی‌ء خارجى نزدیک کرده‌اید.

  • مراتب متفاوت مثال

  • بنده قبلاً این مسئله را عرض کردم که خود مثال داراى مراتب متفاوتى است و از اینجا نتیجه مى‌گیریم همان‌طوری‌که در اشیاء خارجى چه‌بسا ممکن است یک فرد با اشراف ناقص، صورت ناقصه‌اى از آن شی‌ء خارجى را در ذهن بیاورد مثل اینکه من چشمم را مى‌بندم‌ و یک‌دفعه باز مى‌کنم و دوباره مى‌بندم یعنى فقط یک ثانیه به من مهلت داده شده است که چشمم را باز کنم، در این یک ثانیه چه چیزهایى در ذهنم مى‌آید؟ مشخص است که نسبت به همۀ زوایا و آنچه که در اینجا هست دقیقاً اطلاع ندارم و همین‌قدر مى‌فهمم که افرادى در اینجا هستند و عده‌اى از دوستان و رفقا در اینجا جمع هستند اما اگر بگویند که بشمار چه کسانى هستند شاید نشمارم و اشتباه بگویم چون دقیقاً چشمم باز نشده و آن صورتى که وارد ذاکره شده است صورت ناقصه است و هنوز صورت کامله نیست. حالا چشمم را باز مى‌کنم و دو ثانیه بعد مى‌بندم. مى‌بینم که یک تصویر روشن‌تر و واضح‌ترى نسبت به آنچه که در اطرافم هست، در ذهن پیش آمد. حالا فرض کنید که نیم ساعت قشنگ یکی‌یکی سر و ته افراد را کاملاً با تمام خُصوصیاتِه و جُزئیاتِه و کَمّیاتِه و کیفیاتِه مورد بررسى و تأمل قرار مى‌دهیم، خب دیگر دراین‌صورت اطلاع و علم و آگاهى بیشترى نسبت به اطراف و جوانب پیدا مى‌شود و آن به‌خاطر ازدیاد بر اطلاع ماهوىِ افراد خارجى است.