اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «عالم مثال» و چگونگی اتصال ادراکات ذهنی انسان به حقایق برزخی می‌پردازند. بحث با نقد تفسیرهای نادرست از کلام افلاطون آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چگونه صورت‌های ذهنی ما با حقایق خارجی و مثالی پیوند می‌خورند. استاد با تأکید بر اینکه واقعیت خارجی واحد است، توضیح می‌دهند که نقصان در ادراک و آگاهی انسان، عامل اصلی تفاوت در شناخت و بروز خطاهاست. در ادامه، با استناد به مشاهدات اولیای الهی، به مسئله «تجسم اعمال» و صورت‌های برزخی انسان‌ها پرداخته می‌شود؛ اینکه چگونه رذایل اخلاقی و گناهان، باطن انسان را به اشکال حیوانی تغییر می‌دهد. در نهایت، با مقایسه گناهانی همچون زنا و غیبت، بر اهمیت حفظ آبروی مؤمنان و پرهیز از افشای اسرار تأکید شده و راهکار عرفانی برای برخورد با خطاهای دیگران ارائه می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت صورت‌های برزخی و تجسم اعمال

12
  • تلمیذ: هنوز براى من مجهول است.

  • استاد: یا الله!

  • استاد: شما در ذهنتان این را احساس مى‌کنید...

  • تلمیذ: بحث متصل نیست من به‌خاطر منفصلش عرض می‌کنم.

  • استاد: عرض بنده را شما پاسخ بدهید، اینکه الآن شما در ذهنتان این کلمه را شنیدید و بنده را مؤاخذه مى‌کنید که سیدنا این چرت و پرت‌ها چیست که مى‌گویى آخر ما که اینجا سنگ نداریم! مى‌گویم که بابا من چرت‌وپرت نگفتم، معذرت مى‌خواهم، شما کم التفات بودید و چنان مسائل گذشته شما را غرق در بهجت و انبساط کرده بود که نخواستید به این اراجیف ما خیلى توجه بفرمایید! حالا اینکه الآن فرض کنید که در ذهن شما هست واقعیت دارد یا دروغ است؟

  • تلمیذ: در ذهن من که یقیناً واقعیت دارد.

  • استاد: احسنت. این واقعیت در مثال هست یا نیست؟

  • تلمیذ: در مثال متصل من هست که همان ذهن من است.

  • استاد: مثال متصل مگر معلول مثال منفصل نیست؟!

  • تلمیذ: بله هست.

  • استاد: احسنت، پس این واقعیت در مثال منفصل که برزخ هست وجود دارد. تمام شد.

  • تلمیذ: مثلاً ممکن است براى یک نفر این پیش بیاید.

  • استاد: خب باشد.

  • تلمیذ: مثلاً 1416 براى یک نفر پیش آمده، اگر علت هست براى دیگران هم باید پیش بیاید.

  • استاد: مگر قرار بر این است که مثال منفصل براى هر کسى باشد؟! مگر شما خودتان در مثال منفصل یک مثال ندارید؟! آن مثال برای کیست؟! برای شما است دیگر، چرا برای بقیه نیست؟!

  • تلمیذ: حالا این مثال منفصل از کجا درست شد؟ آن مربوط به چیست؟

  • استاد: آن را دیگر باید از خدا بپرسید که او چرا این‌طوری کرده است! آنها که مربوط به مراتب مافوق است چون خود مثال هم به ملکوت سفلى مربوط مى‌شود و آن‌هم به ملکوت علیا ...

  • تلمیذ: من می‌خواهم بدانم که آن حقیقت واحده که اَشکال و صور مختلفه مى‌گیرد و مى‌گوییم که بعضى از آنها هم واقعیت ندارد و منطبق با اصل نیست؛ از یک طرف مى‌گوییم که این یک موجود منفصل حقیقى است و لا یُنکَر است. از آن‌طرف هم مى‌گوییم که با اصلش هم منطبق نیست. از این‌طرف هم مى‌گوییم که معلول یک علتى است. خب این علت همان اصلش که نیست پس چه علت دیگرى دارد؟

/ 260