اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۷

6
  •  می‌گویند مرحوم آقا شیخ حسنعلی اصفهانی وقتی كه در نجف بود هر وقت كه می‌رفت در حرم و زیارت می‌كرد و برمی‌گشت عبایش را سر می‌كشید و سرش را می‌انداخت پایین و می‌آمد در منزل یك روز گفتند كه آقا شما در رفتن چطور عبا سرت نیست نگاه می‌كنید این طرف و آن طرف سلام و علیك با افراد می‌كنید، ولی وقتی برمی‌گردید ... می‌گفت من حالم این طور است ... یك كسی خلاصه می‌خواست ته و توی آن را در بیاورد ... بالاخره گفت من از حرم كه برمی‌گردم افراد را به صورت برزخی آنها می‌بینیم و دیگر نمی‌توانم تحمل كنم كسی را كه دیروز به صورت سگ و الاغ و ببر و پلنگ دیدم حالا فردا به او می‌گویم سلام علیك!!! خب این صورت كه دیگر از ذهن ما محو نمی‌شود اگر محو می‌شد خب مشكل نبود، خب یك صورتی می‌آید و بعدا هم این می‌رود ولی این صورت وقتی در ذهن می‌ماند چه كنیم؟ با این صورت چه باید كرد؟

  •  خدا رحمت كند مرحوم آیت الله مطهری خدا بیامرزد او را، ایشان یك روز كه منزل ما آمده بود پیش مرحوم والد، من آن جا نشسته بودم یك ربعی و بعد رفتم، یكی از مطالبی كه صحبت شد این بود، خود ایشان نقل كرد، سلسله سند، بنده حالا غیرموثق ولیكن سندی را كه نقل می‌كنم موثق است ایشان گفت شنیدم از مرحوم آیت الله آقا سید احمد خوانساری كه ایشان در تهران بود در مسجد آقا سید عزیزالله در تهران نماز می‌خواند، ایشان می‌گفت خودم شنیدم از مرحوم آقا سید احمدخوانساری كه ایشان گفت شنیدم از مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی این هم سلسله سند آن كه وقتی كه من از حرم بیرون می‌آمدم بعضی از اجله مراجع نجف را به صورت خوك می‌دیدم، این را بنده از مرحوم مطهری و ایشان از سیداحمد خوانساری و ایشان از مرحوم آقا شیخ، قضیه چیست؟ مسئله چیست؟ والله علی ما أقول وكیلٌ و شهیدٌ، خب مسئله این است دیگر، ببینید ما یك حسابی داریم خب از همین اشخاصی و همین افرادی كه دیدیم در همان زمان سابق اشخاصی كه خب مشخص شد برای افراد، همه فهمیدند و همه دیدند مگر در همین جا نبودند؟ مگر در همین قم نبودند؟ مگر نبودند؟ مگر ارتباط آنها با دستگاه سابق با دستگاه شاه و اینها مشخص نشد؟ هان مگر اینها رساله عملیه نداشتند؟ همه مگر ندیدند؟ خب دیدید دیگر، ارتباط آنها با جریاناتی كه داشت اتفاق می‌افتاد در این مملكت و مگر ارتباط آنها برای همه روشن نشد؟ برای همه مشخص نشد؟ در حالی كه ما از این قضایا خب خبر نداشیم اطلاع نداشتیم این چه موقعیتی است كه باید یك شخص بیاید و افراد را تحریك كند مردم را تحریك كند بیاندازد به جان همدیگر و چه كند در همان زمانها آنهایی كه خلق مسلمان بودند یادتان می‌آید آنهایی كه خلق مسلمان بودند من آقا یك وقت تهران بودم آمدم قم دیدم آقا مثل این كه قم زلزله آمده است این خیابان همه كفش و عبا و عمامه افتاده، یك مغازه بود، آشنا بود، عطاری بود، گفتم كه چه شده؟ گفت مگر نبودی؟ گفت آمدند و از تبریز آمدند و خلق مسلمان آمدند و ریختند و چه كردند و فلان كردند خب این كارها چیست؟ این كارها و این مسائل چیست؟ ما دنبال چه داریم می‌گردیم؟ به دنبال چه هستیم؟! من نمی‌خواهم فقط بگویم آن یكی، نه هر كسی مثل آن است، آن یكی است هر كسی مثل آن است، تفاوت ندارد، تفاوت ندارد.