
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
18آن وقت در روح مجرد میخوانید كه مرحوم پدر ما فرمودند یكی آمد ـ از اقربای ایشان ـ نزد مرحوم حداد استاد اخلاق ایشان و گفت كه اتو خراب بود و بردم كربلا دادم درست كنند و وقتی كه آمدم گفت دستمزدم این قدر میشود، و من اعتراض كردم و گفتم كه بیخود نگو من میدانم اتو را باز نكردی بلكه فقط این سیم در این جا سوخته بود و تو برداشتی پیچاندی، پنج دقیقه هم بیشتر وقت نبرده، این قدر هم بیشتر نمیدهم، خداحافظ، اگر شما بودید، خب حقش بوده، طرف دارد دروغ میگوید ... آقای حداد چه فرمودند؟ اشتباه كردی! ـ به ایشان میگفت ـ نمیبایست به روی او میآوردی، به روی او نمیبایست بیاورد باید پول را بدهد و برود خدا به او عوض میدهد، خدا به او هزار برابر عوض میدهد، چرا؟ این شخص حالا این كار را كرده، انسان بیاید آبروی او را ببرد، آن هم هر دفعه كه این چشمش بیافتد این رنگش بپرد، قرمز میشود، سرش را میاندازد پایین.
اینها چیزهایی است كه انسان باید از عرفا یاد بگیرد، جاهای دیگر پیدا نمیشود، عرفا اولیای الهی آنها هستند كه حقیقت تشیع را، حقیقت اسلام را و مخّ و لبّ اسلام و تشیع را به ما ارائه میدهند و میگویند این طور باشید. همان كه امیرالمؤمنین كرد، زن آمده پیش او یا علی زنا كردم، بلند شو برو پی كارت ببینم، این چرت و پرتها چیست؟ این حرفها یعنی چه؟ برو اصلا نمیخواهد بیایی این جا، میزند او را، بیرون میكند، این چیه كه داری میگویی؟ میرود دوباره برمیگردد، مگر به تو نگفتم كه ... این همان است، این همان قسم است، كه البته این سرایت میكند در احكام، همان طوری كه دیروز عرض كردم قاضی باید به این مسائل اطلاع داشته باشد نه این كه جرم ناكرده را باركند، جرم ناكرده را بگو كه كردم، حالا كه گفتی پس تبعات آن را هم بپذیر! خودت گفتی و خیلی خوب است، خیلی خوب این هم یك جورش است.
