
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
17مرحوم شهید ثانی در منیة المرید میفرماید از بدبختی ما این است كه علما ما شب تا به صبح میگیریم مینشینیم ... اما اسم شراب كه میآید استیحاش داریم، اسم زنا میآید استیحاش داریم، شب تا صحب مینشینیم غیبت این و آن را میكنیم، بروید بخوانید انگار نه انگار، امروزه كه دیگر افشای اسرار مردم شده اصل اولی برای قضایا و مسائل! سردرآوردن از اسرار مردم شده اصل اولی برای قضایا، نعوذ بالله، نعوذ بالله، كه یكی بیاید ببیند كه این در خانهاش چه میگوید، در خانهاش چه كاری انجام میدهد، صدا را بشنود، اینها شرعی است؟! اینها حلال است؟! سردرآوردن از اسرار مردم حلال است؟ به به، به به، این قضایا چیست؟ این مسائل چیست؟ بعد هم ـ اسناد را ـ نگه داریم، آهان، حواست باشد، هان، مواظب باش، این جوری است؟ این طوری است؟ لذا خدا چوب میگذارد لای آستین ما چوب میگذارد، چنان چوبی میگذارد كه نفهمیم از كجا خوردیم، خیال نكنیم مطلب همین طور میگذرد و خلاصه بر خر مراد سوار بشویم و بزنیم و برویم، نه آقا، میآیند چوب میگذارند در آستین ما.
ما از بزرگان مطالبی را دیدیم، طرف كلك زده در معامله، این یكی فهمیده، گفته آقا فلانی در این معامله به من كلك زده است، آن بزرگ فرموده صدایش را درنیار، خب باعث خسارت شما شده است، ولی حق نداری فاش كنی، اینها چه میگویند بقیه چه میگویند؟ میگوید مگر كلك نزده به من زده به تو چه؟ حق نداری حالا كه فهمیدی جایی مطرح كنی! خب گاهی اوقات شیطان میآید گول میزند، مگر نمیزند؟ شیطان میآید آدم را یك جا گول میزند یكدفعه حالا اینجا ... همیشه كه آدم گول نمیخورد، همان شب شاید بدبخت بیچاره پشیمان شود و بخواهد به نحوی جبران كند حالا این بهتر است یا این كه بیاییم و فاش كنیم و آبرویش را هم ببریم كه دیگر نتواند تا آخر به روی ما نگاه كند، كدام بهتر است؟ كدام دستور اسلامیاست؟!
