
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
13استاد: خب این افعالی كه در خارج تحقق پیدا میكند معلول چیست؟
تلمیذ: معلول علتی است درعالم مثال
استاد: كدام؟
تلمیذ: همان حقیقت واحده انسان.
استاد: احسنت این هم معلول همان است.
تلمیذ: پس انسان در عالم مثال ...
استاد: منتهی انسان را شما انسان را میتوانید منفصل از علل فرض كنید؟
تلمیذ: نخیر.
استاد: تمام شد، از انسان فعل خارج میزاید، همان سلسله از انسان تخیل میزاید، وجود ذهنی میزاید، مثال منفصل میزاید.
تلمیذ: مثل پرده سینما است كسی كه در عالم بالا دارد خلق صور میكند ...
استاد: مگر قرار بود چه بگوییم؟ آن نمایش هم جدای از آن نیست.
تلمیذ: پس دوباره رسیدیم به توحید.
استاد: مگر غیر از توحید راهی داریم، مگر چیزی داریم؟ مگر حقیقتی ورای توحید داریم كه بخواهیم جدای از آن برای تصحیح تخیلات خودمان مجبور بشویم یك واقعیتی جدای از توحید فرض كنیم و اینها را با همدیگر تركیب و مونتاژ كنیم؟
تلمیذ: ما داریم مهر بطلان میزنیم ...
استاد: نه، نه، صحبت در این است كه این واقعیت محضه یكی است، واقعیتهای دیگر كه با آن واقعیت وحده منطبق نیست، من نمیگویم منطبق است، ولی آنها هم هستند، فرض كنید كه همان طوری كه یك شبهی از دور میآید یك وقتی همان شبه صاف در مقابل شما قرار میگیرد بدون این كه مسبوق به صور مشوهه باشد خب شما از اول دیدی سر و كله و دست و پا وگردن و اینها را همه را دیدی دیگر جای ابهامی برای شما باقی نمیماند این یك صورت است و كم كم و به قول عربها شوی شوی است اول از خارج یك شَبَه میبینید یكخرده میآید جلو شبه متحرك میشود یكخرده اینها با همدیگر فرق كرد، یعنی هم شبه درست است، بالاخره در ذهن شما است، هم تحرك درست است، تحرك هم یك چیزی است، بیتحرك كه نمیشود باشد، چون دارد حركت میكند تا میآید جلو شما میبینید كه این مستوی القامه است پس حیوان نیست، حالا ممكن است بگویید كانگرو باشد این دارد روی دو پا راه میرود، یا این كه فرض كنید كه چهارپا میبینید انسان است دارد چهارپا راه میرود الاغ است، انسانها گاهی اوقات خب الاغ میشوند، گاهی هم نه، مثلا اكثرا حالا یا مثلا اكثر اوقات یك یارو بود سرش كلاه میرفت یكی از رفقا به ما میگفت به او گفتیم چرا بر سرت كلاه میرود؟ گفت من كافی است در شبانه روز ده دقیقه خر شوم در آن ده دقیقه همه سر من را كلاه میگذارند؟ این مربوط به آن ده دقیقه است؟ حالا گاهی از اوقات ده دقیقه میشود بیست دقیقه و گاهی از اوقات مثل این ابنای زمانه بیست وچهار ساعت الاغ هستند! یعنی یك دقیقه هم پیدا نمیكنند كه یكخرده از این خریت بیرون بیایند و یكخرده این مخشان را به كار بیاندازند، ابنای زمانه، ما كه الحمدلله نیستیم، خارجیها، اینها منظور بنده است، ما كه همان انسانی هستیم كه بیست و چهار ساعت هیچ شك و شبههای در آدمیت و انسانیت ما نمیرود!
