
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
11تلمیذ: این كه هست در نفس خود شخص است یا مثال منفصل است؟
استاد: متصل بدون منفصل كه معنا ندارد، متصل معلول منفصل است، عقل متصل ما علت است برای عقل منفصل و عقل فعال یا آن علت است؟ آن عقل متصل و آن مثال منفصل ایجاب مثال متصل را میكند در نفس، ما میگوییم پس این است، این كه میگوییم پس این است، این پس این است از كجا آمده است؟ چرا به جای ١٤١٦، ١٤١٧ نگفتیم چه واقعیتی برای ما روشن شده است كه گفتیم ١٤١٦ نگفتیم ١٤٢٦ خب میتوانیم بگوییم، بالاخره ١٦ با ٢٦ فرق میكند، این كه از بین اعداد ١٦ را انتخاب كردیم این چه علتی دارد؟ چرا ١٥ را انتخاب نكردیم؟ چرا ١٧ را انتخاب نكردیم؟ پس این یك واقعیت است، منتهی این واقعیت نه به معنای واقعیتی كه منطبق با اصل است، شما كه الان در ذهنتان فرض كنید كه تصوری از صحبتهای من دارید حالا فرض كنید كه بنده میگویم شیشه شما فرضا میگویید سنگ، گفتم شیشه این ضبط هایی كه در جلوی من هستند اینها شیشه ضبط كردند، ولی شما سنگ میشنوید، گوش شما فرض كنید كه من باب مثال سنگین است یا این كه فرض كنید كه حواستان یك جای دیگر است، حواستان این جا نیست، در شب بوده و در مطالعاتتان و مسائلتان و اینها و آن طوری كه باید و شاید حواس شما این جا نیست، میگویید آقا چه داری میگویی شما داری میگویی سنگ، میگویم من كجا سنگ گفتم، گفتم شیشه، این شیشه هم كه دست من است، از آقا سوال میكنید میگویند نه ایشان حواستشان نبوده به مطالب، همان شیشه شنیدند حضرت بندگان آقا ایشان هم نمیدانند بین سنگ و شیشه تفاوتی بوده بر حسب اختلاف مراتب ذُكر و توجه و التفات، خب این كه الان در ذهن شما نقش بسته است كلمهای به نام سنگ، ولی شیشه نبوده این واقعیت دارد یا ندارد؟
