
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
2در این جا یك مسئله بسیار دقیقی است كه این را بنده در لابه لای صحبتها در اتصال بین عقل متصل و عقل فعّال یادم است در یك وقتی این را عرض كرده بودم كه هر چه كه در عالم جزء تحقق پیدا میكند در عالم اعیان و عالم شهادت تحقق پیدا میكند این باید از نقطه نظر صورت مثالی خود و ملكوتی خود متصل به یك حقیقت كلیه باشد كه آن حقیقت كلیه عبارت است از نزول اسم علیم در مراتب مختلفه كه آن مبدأ باعث وصل و تحقق بین جزئیات و خود او خواهد بود. همان طوری كه اشیاء خارجیه اینها چنان چه عرض شد با صورت مثالی خود عینیت دارند به نحوی كه انفكاك بین عین خارجی با آن صورت مثالی ممتنع است بلكه چنان چه عرض شد یك واقعیت است كه آن یك واقعیت دو طرف دارد یك طرف ناظر به برزخ و مثال است و یك طرف ناظر به ماده و شهادت است. همین طور آن چه كه در ذهن تحقق پیدا میكند هر صورتی كه میخواهد باشد و هر حقیقتی كه میخواهد تصور پیدا كند چه آن صورت، صورت منطبقٌ علیه خارجی داشته باشد یا منطبقٌ خارجی نداشته باشد، تفاوتی در این مسئله ندارد لكل وجودٍ حقیقة خارجیة، هذه الحقیقة الخارجیه هی مبدأُهُ و هی اصلُهُ و منبعُهُ وقتی كه یك امری در خارج تحقق پیدا میكند نفس تحقق این امر خارجی حكایت از این منبع و منشأ آن میكند كه این یك منبعی دارد و یك منشائی دارد آن منبع و آن منشأ مولّد و علت و فاعل برای این صورت خارجی است. در مسئله اشیاء و اعیان خارجی این قضیه قابل توجیه است كه این ها یك وجوداتی هستند خارجیه متدلّی به صورت مثالی خودشان خب اگر در این زمینه اگر دقت بكنیم مطلب قابل اشكالی به نظر نمیرسد با توضیحاتی كه كه قبلا داده شده است اما صحبت در این است آن صوری را كه ذهن ترسیم میكند آن از كجاست؟ چون گاهی اوقات در ذهن یك صور واقعیه را ترسیم میكنید مثل این كه الان فرض كنید این صورتهایی كه الان در این اتاق هست، اشیائی كه در این اتاق هست، اینها را انسان به ذهن میآورد، شما چشمتان را ببندید یك یك میگویید در كنار دست شما كی نشسته است، این طرف چه نشسته، جلویتان چه چیزهایی است، این اشیایی كه در این اتاق هست یكی یك بیان میكنید با این كه چشم شما بسته است یعنی از حقایق خارجیه صورت برداری كردید و آن صورت را در ذهن حفظ كردید در ذاكره خود حفظ كردید و آن صورت را بعد بیان میكنید به طوری كه با آن چه كه در خارج است مو نمیزند خب این یك واقعیت خارجی است ما میتوانیم بگوییم كه این حقیقت ذهنیه با آن حقیقت مثالیه اشیاء خارجی در این جا اتحاد دارد و یكی است.
