
جلسه ۷۲۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نقد توجيه و تفسير بيانات افلاطون از بوعلي و معلم ثاني 29/1/1432
جلسه ۷۲۷
15تلمیذ: روایاتی كه داریم الربا اشد من الزنا یا الغیبة اشد من الزنا كسی كه اهل غیبت باشد و ملكه باشد ممكن است به همان صورت دربیاید؟
استاد: بله بله
تلمیذ: خباثت باطنی چطور؟
استاد: خباثت نه، حالا نمیدانیم این به صورت خوك درمیآید، اشد من الزنا یعنی آن جنبه كدورتی كه برای او حاصل میشود، آن جنبه كدورت از زنا بیشتر است، خب دلیلش این است، ببینید یكی از چیزهائیكه اتفاقا خیلی دقیق است و مهم است این است كه گاهی آنچه كه در تصور ما است نسبت به یك عمل بیش از آن چه كه واقعیت دارد جلوه میكند، زنایی كه بخواهد انجام شود، مگر قضیه چیست؟ ما میگوییم زنا! زنا! حالا كسی كه زنا كرده بله عمل خلاف است، عمل حرام است، عمل خلاف شرع است، اگر ثابت شود حدّ دارد، ثابت نشود اگر توبه كنند خدا میگذرد، حالا این چه عملی است؟ این یك عملی است برخواسته از انبعاث قوه شهویه كه در انسان است و خدا قرار داده است كسی كه زنا میكند برای چه زنا میكند؟ خب شهوت است دیگر، شهوت را در انسان است كی گذاشته؟ خدا گذاشته است دیگر، ما كه خودمان این را ایجاد نكردیم، در خودمان یك غریزه است كه خدا گذاشته است، برای دفع این غریزه هم خدا راه قرار داده است، راهش همین نكاح است كه آن را تشریع كرده است و تازه بر انجام آن ثواب هم مترتب كرده است، نه این كه تنها خودش یك وسیله است برای آرامش دل و روح و حتی جسم و گذران زندگی به نحو مطلوب، حتی گفته كه ثواب هم دارد.
خب خیلی، آن ثواب پیش كش، حالا اولیش را داشته باشیم، پس نفس این عمل با نكاح تفاوت نمیكند، كسی كه میرود نكاح میكند عیال میگیرد از روی چه غریزهای انجام میدهد؟ از روی همان غریزهای انجام میدهد كه آن شخصی كه زنا میكند میرود انجام میدهد هر دو یكی است، منتهی آن به طریق شرعی است، آن به طریق غیرشرعی است، ولی اصل انبعاث و پیگیری این مسئله هر دو به یك قضیه برمیگردد كسی نرفته تا به حال برای خود شذ و ندر حالا یكی بیاید به خاطر خدا و به خاطر یك موردی را نكاح كند در ده میلیون یكی هم پیدا نمیشود، بیخود هم خودمان را گول نزنیم، این كه هست به خاطر این مسئله است، مورد چه موردی است؟ بالاخره در نكاح میرود صحبت میكند: سلام علیكم، حال شما خوب است، خانم شما ما را میپسندی، میگوید بله، چرا نپسندم؟ ماشاءالله شاه داماد، بهتر از این پیدا نمیشود، آن هم فرض كنید كه میگوید تو هم من را میپسندی؟ میگوید ماشاءالله شاه عروس، شاه بانو، بهتر از شما پیدا نمیشود یا علی و ازدواج میكنند، و آن هم كه میخواهد برود زنا كند آن هم همین راه را میرود منتهی آن انكحت و زوجت دارد این یكی ندارد، ولی در واقع هر دو یك مسیر دارد طی میشود، كسی نرفته با نكاح دست كسی را ببندد و در غل كند كه اگر بكند عقد باطل است، عقد مكرهاً خب باطل است كسی هم نرفته برای زنا مكره بكند، نه آقا این دلش میخواهد آن هم دلش میخواهد یك مسیر و یك راه است منتهی این راه راه شرعی است آن غیر شرعی است، البته حالا بگذریم از این كه اگر زنا زنای محصنه باشد آن تعدی در حق غیر است، تعدی در حق غیر آن حسابش با این مسئله فرق میكند، ما حالا قضیه همین زنای غیرمحصنه را داریم و میگوییم چه فرقی بین نكاح و بین زنا هست؟ چه فرقی است؟ اگر زنا از روی انبعاث شهوت است، نكاح هم هست، هیچ تفاوتی نمیكند اگر فرض كنید كه زنا بخاطر خوش آمدن است و جلب است، نكاح هم همین است، چه كسی بلند میشود برود یك موردی كه مورد دلخواه او نیست با او ازدواج كند؟ هیچ كس، حالا اتفاق بیفتد شخصی مجبور باشد فلان باشد در حیا گیر كند آنها یك مسائل استثنا است به حسب عادی كسی كه میخواهد ازدواج كند میرود خواستگاری طرفین همدیگر را میبینند این میپسندد آن هم میپسنند مینشینند صحبت میكنند بسیار خب عقد را جاری میكند بر طبق شرع و بر طبق مسیر شرعی مهر قرار میدهند و بعد انجام میدهند خیلی خب عمل را بخواهید شما در نظر بگیرید همین عملی كه در این جا اتفاق میافتد، همان عملی است كه در آن جا اتفاق میافتد، بدون ذرة مثقالی فرق، هیچ تفاوتی از این نقطه نظر ندارند.
