
جلسه ۷۲۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية رفع ابهامات جلسه قبل راجع به مثل 27/1/1432
جلسه ۷۲۵
8تَرَکتُ الْخَلْقَ طُرّا فی هَواکا *** وَایتَمْتُ الْعِیالَ لِکی اراکا وَلَوْ قَطَّعْتَنی فِی الْحُبِّ ارْبا *** لَما حَنَّ الْفُؤادُ الی سَواکا این چطور در این جا هست؟ اگر ما بخواهیم غیرت داشته باشیم باید آن غیرت را از امام حسین برویم یاد بگیریم؟ اگر ما میخواهیم عبودیت را به دست بیاوریم باید آن عبودیت را برویم از امام حسین یاد بگیریم، نه عبودیت تخلقی خودمان، نه عبودیت اختلاقی، اختلاق یعنی من درآوردی مختلق یعنی من درآوردی، از پیش خود درآوردی، عبودیت اختلاقی به درد نمیخورد، عبودیت حقیقی و واقعی كه در این ها مشاهده میكنیم در این زمامداران، خودمان اینها را باید برویم به دست بیاوریم، خب جایی كه میگوید غیرت به خرج بده باید غیرت به خرج بدهی، جایی كه میگوید ول كن باید ول كنی، باید ول كنی، خب زنت را دیدند، خب دیدند كه دیدند، تو رفتی مكه ولی در بند زنت هستی، این كه بیرون آمدی یك لباس سفید پوشاندی به خودت دو تا احرام بستی خیال كردی كه حج است، نه آقا حج این نیست، حج دو تا لباس سفید بالا و پایین نیست، حج بیرون آمدن از تعلّق است، این حج است وقتی كه داری میگویی لبیك یعنی از هر چه تعلق است خارج شدم، از زنم خارج شدم، از بچه هایی كه در وطن گذاشتم خارج شدم، از كسب و كار و دكان و تجارت خانه و دفتر و دستك و اینها همه خارج شدم، این معنا معنای لبیك است، یعنی از اینها خارج شدم، همان جایی كه داری میگویی لبیك یكدفعه موبایلت ... آخ آخ ای لعنت بر این موبایل، ای لعنت بر این موبایل، در حج هم این موبایل ول نمیكند، همان موقع كه داری میگویی لبیك یكدفعه موبایلت زنگ میزند، خیر سرت داری احرام میبندی موبایلت زنگ میزنه آقا فلان معامله كه كردی این معامله شكست خورده، ده میلیون، بیست میلیون ضرر كردی، ای وای، موبایل را برمیداری از این طرف میدوی آن طرف میدوی حالا به عنوان این كه در مسجد مزاحم نباشد، با آن تماس بگیر كه چی برو آن را ببین، جلوی این را بگیر، داری لبیك میگویی حواست در آن ده میلیون است، الاغ بهتر بود نمیآمدی، آخر با این وضع این كجایش لبیك است؟ كجای این دیگر لبیك است؟ زیر ناودان من ایستادهام، طرف موبایل برداشته دارد راجع به مسائلش با تهران حرف میزند، مرتیكه، به او گفتم احمق ـ همین جوری ـ گفتم احمق این جا جای صحبت كردن است؟ میگوید پس كجا جای صحبت كردن است؟ همین جا جای صحبت كردن است!! اصفهانی بود، هر شهر خراب شده بود، دارد زیر ناودان با موبایل ... آخر جلوی ناودان كسی بلند میشود موبایل دستش بگیرد؟ این قدر بیشعور! این قدر نفهم! آخر چقدر؟ یك حجر اسماعیل را نتوانسته موبایل را از خودش جدا كند!
