
جلسه ۷۲۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية رفع ابهامات جلسه قبل راجع به مثل 27/1/1432
جلسه ۷۲۵
6وقتی كه این طور هست حالا دیگر چرا انسان بخواهد به دنبال مقدماتش بگردد؟ خب دیگر مقدمات در این جا نتیجه ندارد خود ذی المقدمه در اینجا برای انسان حاصل میشود، این قدر مسئله دیگر سهل شده است، دستگاه خدا كار را سهل كرده است و آسان كرده است این جا است كه انسان متوجه میشود كه این آثاری كه بر اعمال بار شده است وقتی برای او غیر قابل باور میآید این به چه معنایی است، یعنی چطور ممكن است كه شخصی عمل انجام بدهد و ببیند این قدر برای او ثواب دارد؟ تمام اینها به نفس اراده و عزم و اهتمام او نسبت به استدامه قضیه و استمرار آن مسئله برمیگردد و تا جایی كه آن نیت در وجود انسان هست خود آن نیت، آثار خارجی مثالی را میزاید همین طور هی میزاید میزاید میزاید لذا میگویند نوم المؤمن عباده، كم من صائم لیس له من صیامه الا الظماء و العطش و كم من قائم لیس له من قیامه الا التعب و العناء حبذا نوم الاكیاس و افطارهم. به به بزنید برویم دیگر! نه روزه! نه فلان! ما هم جزء اشیاء هستیم دیگر! نیستیم؟! حبذا نوم الاكیاس و افطارهم حالا شما نگاه كنید ببینید این آقای مقدس بلند میشود میآید میگوید كه من در ماه رمضان با این كه روزه بر من جایز نیست ولی من روزه را باید بگیرم، به دلم بنشیند، روزه را باید بگیرم، خب این چیست؟ خلاف است، یا این كه افرادی كه میآیند برخلاف تكلیف كاری را انجام بدهند تا این كه به دلشان بنشیند!! در حالتی كه برای آنها ضرر دارد همه اینها خروج از تحت عبودیت است! مولا میگوید الان وضو برای تو ضرر دارد، من میگویم در عین این كه ضرر دارد من باید وضو بگیرم تا نماز بخوانم!! اینها همه چیست؟ خروج از عبودیت است، عبودیت یعنی خارج شدن از اختیار و اراده خود، خروج از ابراز و اظهار سلیقه شخصی، این معنا معنای عبودیت است، در آن مطلبی كه چند روز پیش عرض كرده بودم ـ در جلسه خانمها بود ـ آن جا گفتم زن دارد میرود مكه خب مگر خدا از غیرت بدش میآید این همه راجع به غیرت دارد. ولی شخص خانمش را میفرستد در بازار و میرود با مردها حرف بزنند اشكال ندارد آن جا غیرت او گُل نمیكند، اما وقتی زنش را میفرستد مكه موقع احرام كه میشود میگوید صورتت را بپوشان، صورتت را بپوشان، مرد دارد نگاه میكند، حالا كه نمیشود صورت را بپوشاند یك كلاهی، چیزی، الان كه رسم شده است گاهی اوقات كلاه میگذارند، حالا بعنوان سایه بان است، ولی قبلا میگذاشتند كه لبه كلاه بیاید جلو و بعد پارچهای میانداختند روی آن، مثلا این خانم فلان آقا است، حالا مردم بیایند نگاه كنند ببینند خانم فلان آقا میآید در طواف، بعضی كه فی قلوبهم مرض است اینها بیایند نگاه كنند!
