اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية رفع ابهامات جلسه قبل راجع به مثل 27/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۵

2
  •  اینها است كه باعث می‌شود انسان نسبت به یك شیء خارجی دارای وجود ذهنی بشود من تا وقتی كه چشمم را باز نكرده‌ام و مقابل خود فردی را ندیده‌ام هیچ گاه وجود ذهنی برای من حاصل نخواهد شد چه آن شخص خارجی، وجود خارجی داشته باشد یا نداشته باشد، باید در این جا یك ارتباطی به وجود بیاید این ارتباط یا ارتباط حسی و لمسی است همان طوری كه در عیان خارجی این گونه است یا ارتباط من اول الامر ارتباط كشفی است كه این دیگر ارتباطی با لمسی و حسی ندارد بلكه انسان از درون خود به این ربط می‌رسد چشمش باز باشد یا بسته باشد می‌داند در جلوی او چه كسی است، گوشش شنوا باشد یا ناشنوا باشد صدا و الحان را می‌شنود، لمسش لمس آگاه باشد یا غیرآگاه باشد به اشیاء اطراف خود پی می‌برد، این ارتباط را می‌گویند ارتباط كشفی.

  •  و اتفاق هم افتاده و در این مسئله شكی وجود ندارد، در یك مجلسی، شخص نابینایی بود اصلا كور مادرزاد بود، ولی یك حس غریبی داشت، بنده خودم دیده بودم این شخص را، به حسب عادی برای او اشیاء خارجی ممثل نبود، ولی وقتی كه در خود فرومی‌رفت و بعد از گذشت یك مدتی دقیقا آن چه را كه در مقابل او بود با تمام خصوصیات و جزئیاتش می‌گفت، خب این قضیه چیست؟ اگر قرار بر این است كه این چشمش بینا باشد خب دیگر تأمل كردن چه معنا دارد؟ اگر قرار بر این باشد كه این تأمل، او را می‌رساند، پس بنابراین این از طریق حسّ نبوده است! این از طریق خود كشف بوده است، یعنی وقتی كه به خود مراجعه می‌كند آن مثال منفصل خود را كه عبارت است از همان صورت برزخی، و یا مثال متصل خود را به مثال منفصل وقتی كه متصل كند در آن مثال منفصل حقایق همه موجود هستند آن جا كه دیگر كوری معنا ندارد، كری معنا ندارد، نقص در ادراك و اینها معنا ندارد، شخص كور این طور نیست كه مثال او هم در آنجا كور باشد، ـ و این قضیه در عبارات اعلام خیلی باعث شبهات شده است ـ عرض كردم مثال در آن جا دارای مراتب متفاوتی است چون هر چه كه در این جا تحقق خارجی پیدا می‌كند معلول علت مثالی خودش است، اگر در این جا شخص اعمایی هست باید مثال او هم اعمی باشد و الا معنا ندارد كه در این جا شیء تحقق پیدا كند به عبارت دیگر هر چیزی كه در این جا هست قبل از توجه به آن تعین خارجی، باید نظر به اصل و علت او برگردد نه فقط به این صورتی كه در این جا مورد مشاهده است این جا است كه ما می‌بینیم كه تمام حقایق خارجیه و تعینیه به هر كیفیت كه بخواهند بیایند باید آن صورت مثالی در آنها موجود باشد و صورت مثالی است كه دارای اعمال و دارای تصرف است.