اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية رفع ابهامات جلسه قبل راجع به مثل 27/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۵

1
  • رفع ابهامات جلسه قبل راجع به مثل

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  نسبت به مطالبی كه در روزهای گذشته عرض شد طبعا یك ابهاماتی باقی می‌ماند كه باید به آنها پرداخت مطالبی كه در روزهای گذشته خدمت رفقا عرض كردیم اینها مسائلی است كه نه تنها بر پایه شهود بلكه بر پایه برهان هم آنها استوار بوده است و صرفا یك مسئله ادعایی نبوده است و بلكه بر طبق موازین و ضروریات مستفاد ـ ضروری نه به عنوان بدیهی بلكه به عنوان نتایج واجب الالتزام ـ از قواعد اصلی و اصیل فلسفی استوار شده است كه در مسئله اصالت وجود و مراتب تشكیك در وجود و قاعده الواحد لایصدر منه الا الواحد، خیلی راجع به این مسائل تكیه شده است و سایر مبانی و مباحثی كه در فلسفه، اثباتش دیگر نیازی به تحمل مؤونه زائد ندارد.

  •  مثلا قاعده علیت یا استعداد و فعلیت اینها از مسائل واضح البرهان است، روی این اصل نسبت به تفسیر مثل افلاطونی در كیفیت ادراك گفته شده است كه این قضیه به واسطه تغییر و تبدل اعیان خارجی است! چون هر چه كه دستخوش تغییر و تبدل قرار می‌گیرد این قابل زوال است و یك قاعده كلی و یك مبنای كلی از آن به دست نمی‌آید و برای تصحیح وجود ذهنی و تصورات و تصدیقات ذهنیه چاره‌ای جز پذیرش یك حقیقت كلی ثابت و لایتغیر نیست. این را به عنوان یكی از دستاوردهای مهم مثل افلاطونی ذكر كرده‌اند كه در این قضیه شیخ اشراق هم تصریحات و اشاراتی دارد من خیلی وقت پیش راجع به این مسئله مطالعاتی داشتم ـ در كتب شیخ اشراق ولی الان عبارات در ذهنم نیست ـ یكی از مسائلی كه ایشان مطرح می‌كنند همین بوده است از نتایج اثبات مثل افلاطونی.

  • قضیه مثل افلاطونی هیچ ارتباطی به وجود ذهنی ندارد

  •  مطلبی كه در این جا به نظر می‌رسد این است كه قضیه مثل افلاطونی هیچ ارتباطی به وجود ذهنی ندارد و بلكه اصلا دو مقوله خارج از یكدیگر هستند و انكار مثل افلاطونی به حقایق ذهنیه برنمی‌گردد یا حقایق ذهنیه به اثبات مثل افلاطونی برنمی‌گردد. آن چه كه ما در قضیه وجود ذهنی باید به آن ملتزم باشیم این است كه حقایق ذهنیه وجودات مجرده هستند همین، بیش از این مقدار ما نیازی به احضار دلیل برای وجود ذهنی نداریم، یعنی خارج از همین قضیه همان طوری كه عرض شد ـ در روزهای گذشته ـ ارتباط دو تعین خارجی با یكدگیر فقط و فقط بر اساس علم و ادراك و شهود است، خود آن تعینات خارجی از نقطه نظر ظاهر هیچ ارتباطی با یكدیگر ندارند، و ربط آنها ربط ادراكی و ربط شعوری و علمی است و به واسطه آن این اقتران و مصاحبت و معرفت حاصل می‌شود روی این جهت وقتی كه ما به یك موجود به عنوان یك وجود جزئی نگاه می‌كنیم یا به عنوان یك وجود كلی نگاه كنیم فرقی در تحقق صورت ذهنی در ما ندارد، وقتی كه یك صورت جزئیه در ذهن می‌آید این صورت جزئیه عبارت است از یك حقیقت جزئیه خارجیه كه علم و ادراك به نفس او مرتبط است یعنی به خود وجود او مرتبط است چه آن وجود، وجود خارجی باشد بنابر انكار وجود تجردی و مثالی برای او، یا این كه وجود تعلق به وجود مثالی بگیرد كما هو الصحیح و الضابط عندنا كه عبارت است از همان وجود برزخی، قضیه كلی یا غیركلی در این قضیه نقشی ندارد، این برمی‌گردد به مثال منفصل او كه آن مثال منفصل همان ربط مثال انسان است با او و به واسطه آن ارتباط مثالی و صورت تجردی است كه انسان نسبت به این موجود خارجی آشنایی و اطلاع پیدا می‌كند. پس بنابراین آن چه كه در صورت ذهنیه باید به او پرداخت و در وجود ذهنی باید به او التفات داشت حقیقتی است كه با هر تعین خارجی با هم اقتران دارد بالاتر از اقتران معیت دارد بالاتر از معیت اتحاد دارد بالاتر از اتحاد علیت دارد.