
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک
نقش تصرفات مثال در تحقق حقایق و افعال انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید میکنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل میشوند. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به افعال مادی، تبیین میکنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، میتواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرتهای تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار میگیرد.
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و حقیقت «مثل افلاطونی» و نسبت آن با مقوله «وجود ذهنی» میپردازند. ایشان با تفکیک میان این دو مقوله، بر این نکته تأکید میکنند که حقایق ذهنی، وجوداتی مجرد هستند که از طریق ارتباط کشفی و شهودی با مثال منفصل حاصل میشوند. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به افعال مادی، تبیین میکنند که چگونه هر فعل خارجی، معلول یک حقیقت مثالین است و چگونه نیت و عزم قلبی، بدون نیاز به مقدمات مادی، میتواند آثار وجودی و ثواب الهی را محقق سازد. در بخش پایانی، با نقد برخی رفتارهای اجتماعی و عبادی که ناشی از غیرتهای تخیلی و تعلقات دنیوی است، بر لزوم خروج از اختیار شخصی و رسیدن به عبودیت حقیقی تأکید شده و ضرورت پرهیز از اشتغالات ذهنیِ بازدارنده از مسیر سلوک، مورد توجه قرار میگیرد.
تبیین حقیقت مثل افلاطونی و ارتباط آن با ادراک
10استفاده از موبایل فقط براى موارد ضرورى
اینها را باید به مردم گفت، یعنى اصلاً الآن فرهنگ، فرهنگ غلطى است؛ تمام فرهنگ مکالمات و ارتباطات ما غلط است! چه کسى گفته که هر کسى موبایل دارد بایستى مدام حرف بزند و جواب زنگش را بدهد؟! یک ساعت خاص دارد در این یک ساعت هر کسى مىخواهد تماس بگیرد. چرا؟ مگر قبلاً مردم که در خانهشان تلفن بود یک تلفن اینقدرى هم روی کمرشان مىچسباندند؟ فرض کنید اگر در خانهاى تلفن بود هروقت بیرون بودند خب بیرون بودند دیگر و خبر نداشتند ولى الآن [تماس میگیرند اگر] پنج دقیقه جواب ندهد، مىگوید: کجا بودی؟! زنگ زدم نبودی؟! زهرمار! زنگ زدم نبودى یعنى چه؟! براى خودش بیرون رفته بود. نه، من باید بدانم کجا رفته بود! آقا دو دفعه تماس گرفتم نبودی! موبایل پیشم نبود دیگر، چرا نبود؟! حالا یک مقدار حسن ظنى هم به انسان داشته باشد میگوید: شاید نخواستید کسى مزاحم شما بشود! بابا اصلاً نمىخواهم کسى مزاحم من بشود! بارها شده خود بنده موبایل جلوى من روى میز بود ـ الحمدلله الآن که دیگر نداریم، خلاص، از خیلى مطالب راحت شدیم ـ مىدانم، ولى نمىتوانم اصلاً بردارم و حرف بزنم حالم بههم مىخورد و از آن حال آرامشم بیرون مىآیم.
موبایل باعث سلب آرامش و ازبین رفتن امکانات نفس
ما براى چه زندگى مىکنیم؟ براى آرامش مىکنیم. این چه زندگى است که انسان باید همیشه در حال انتظار باشد؟! آخ زنگش دربیاید، آخ زنگش دربیاید، اصلاً مسئله اینطور غلط است! موبایل فقط براى موارد ضرورى است ولى همین شده جزو زندگی! چه اشکال دارد وقتى افراد از خانه بیرون مىآیند موبایل نداشته باشند؟! چه اشکال دارد موبایل براى محل کار در منزل باشد و مثل سابق انجام شود؟! شما باور بفرمایید از وقتى که این موبایل وارد زندگى افراد شده است شصت درصد، هفتاد درصد ذهن آنها را به خود مشغول کرده است یعنى ما هفتاد درصد عقب هستیم، شما از سى درصد و بیست درصد امکانات نفستان دارید استفاده مىکنید، متوجه هستید چه دارم مىگویم؟ هشتاد درصد شما تعطیل است و این بزرگترین خطر براى سالک است که هشتاد درصد از آرامش او تعطیل باشد، هشتاد درصد هم تازه کم گفتم، باید بگویم: نود درصد! ده درصد مىماند و در این شرایط انسان رشد نمىکند. اگر آن چوبهاى وسط این مدرسه رشد کردند ما هم رشد مىکنیم! اگر آن تختهای [شهریه دادن] که تا دو یا سه روز دیگر مىآیند اینجا چیده مىشوند و باید چیده شود [رشد کردند ما هم رشد میکنیم]!
