جلسه ۷۲۴
3برای رفقا عرض كردم كه عدم علم ما به افرادی كه الان در خیابان حركت میكنند این عدم علم حاكی از عدم آن معلوم نیست بلكه صرفا ربط در این جا منقطع است و وقتی كه انسان اطلاع پیدا كرد و علم پیدا كرد بر آن حقایق عینیه خارجیه احساس حضور را در آن جا میكند. عین همین مسئله نسبت به حقایق خارجیه است چه آن چه كه قبلا اتفاق افتاده یا آن چه كه بعدا اتفاق میافتد همان طوری كه فعلا ما در آن نفس الحضور را احساس میكنیم بالوجدان چه نسبت به خود به واسطه علم حضوری و چه نسبت به سایر اشیاء دیگر به واسطه علم حصولی كه البته آن هم برگشتش به علم حضوری است به واسطه علم حصولی همین طور ارتباطی بین خود، شناخت و ربط علمی و بین حقایق خارجیهای كه در یك ساعت بعد تحقق پیدا میكند، دو ساعت بعد تحقق پیدا میكنند و فردا و پس فردا و سال دیگر و سالهای دیگر به همین كیفیت نفس حضور در آن به همین كیفیت برای انسان حاصل است الا این كه برای افرادی كه پرده از جلوی چشم آنها برداشته شده است آن چه را كه فردا وجود دارد الان احساس میكنند و میبینند برای ما كه پرده برداشته نشده است نیاز داریم برای این تحقق ربط، به گذشت زمان و یك واقعیت متدرج الحصول كه آناً و فآناً انسان به آن برسد.
پس بنابراین هیچ تفاوتی بین عدم اطلاع ما و بین اطلاع ما نسبت به حقایق آتیه با آن چه كه فعلا وجود دارد وجود ندارد. همان طوریكه ما الان در این جا نشستهایم و نسبت به افرادی كه در اینجا هستند اطلاع داریم و نسبت به افرادی كه در حجرات قبل و بعد هستند و این دلیل بر عدم وجود حاضرین در این حجرات نیست، این دلیل بر عدم اطلاع ما است، دلیل بر عدم ربط ما است، نه دلیل بر عدم وجود اعیان خارجی در ظروف مختلفه و متفاوته همین طور عدم اطلاع ما نسبت به فرض كنید كه حقایقی كه در ساعت هشت و نیم ـ الان پنج دقیقه مانده به هشت است ـ اتفاق میافتد دلیل بر عدم آنها نیست. بلكه دلیل بر عدم رابطه ما است، ما ارتباط نداریم، ما علم نداریم، این علم حاصل بشود آن حضور هست، این علم حاصل نشود آن حضور نیست.

